رفتن به بالا

شعر آزاد/ نگین فرهود، رضا روزبهانی، حسن سوری

. . . . در هر نفس خبر تاره چه داری باد؟ با عطر بومیِ کدامین گیاه  به صحرای دور دویده‌ای خزیده‌ا؟ مرده‌ی علف را بو بکش از خود می‌‌بینی سرِ زمین بر خاک و از هر چاک برداشته‌ی فرقش صدای لرزیده‌‌ی مرگی صدای آرمیده‌ زیر قلوه سنگی می‌شنوی ای گورهای افتاده از تقلا در شیونِ بیابان وقتی دسته‌دسته پیوسته‌ به رستاخیزِ شن‌ها و ماسه‌ها بودید! آیا این سنگ خسته     که عزیزم می‌دارد و آن‌جا بر نامم نشسته نجاتم خواهد داد تا با صورت زیباتری از ...


پیشخوان

  • شعر آزاد/ نگین فرهود، رضا روزبهانی، حسن سوری

    . . . . در هر نفس خبر تاره چه داری باد؟ با عطر بومیِ کدامین گیاه  به صحرای دور دویده‌ای خزیده‌ا؟ مرده‌ی علف را بو بکش از خود می‌‌بینی سرِ زمین بر خاک و از هر چاک برداشته‌ی فرقش صدای لرزیده‌‌ی مرگی صدای آرمیده‌ زیر قلوه سنگی می‌شنوی ای گورهای افتاده از تقلا در شیونِ بیابان وقتی دسته‌دسته پیوسته‌ به رستاخیزِ شن‌ها و ماسه‌ها بودید! آیا این سنگ ...
  • شعر دیگر/ (اندوه نور) هادی عالیپور، پریماه اعوانی، مهدی شکارچی

    . . . آنجا که ایستاده‌یی دشت‌های دیوانگی‌وُ آب‌های‌معطر‌ به‌ تو می‌رسند زیبایی‌اند در بزم رگ‌هات! اینک که ذرات‌ شادند ُپُرز‌خاک در پیچ‌ِ گیسویی‌‌ِ‌ی‌خورشید وُ نام‌َ‌ت را چشیده‌مَ، سراسر این جیغِ نَم را. گُذر نور بر گلو سرازیر وَرم رگ‌ها از دیده در شفاعت آبی ِ‌نمْ/گیراست. اینک که مشتاقم به شعبده‌ی نور؛گیرام * عقیق صورت و معطر گیسوان صورت‌های ...
  • شعر دیگر(اندوه نور)/شیرین رستگارپور مهدی شجاعی، نسیم عسکری

    . . «رشن» تو؛ «واژ» نخستی گمارده بر راوی تا در زِل چشم های م هر بیت این ناسروده تابوتی شود از سکوت هجاها مهاد واج ها و سماط واژه ها من؛ «چامه» بر باد موسم پیدایی در تلاشی از هر بند که خورشید نیمروزَش به اغوای آغوش زاج پسِ غروبی دیرینه برنخاسته تا بر بُنچه ی افق؛ مشق نقطه های مشکین جامه بر زوزه ی خطی شکسته در آینه وعده ی رشن بدهد از هلال باختر «شمیده هزار دور ...
  • مرزهای ثبات و تحول در شعر پس از نیما

    . . آوانگارد یازده / کارنامه‌ی ادبی اسماعیل نوری‌علا . . . . . ادبیات معاصر ما دوره‌های تحول و ثبات را در دهه‌های مختلف تجربه کرده‌ است. این تجربه‌ها به ما نشان می‌دهند که در بسیاری از موارد فارغ از تأثیر و تأثرهای اجتماعی بسیاری از اتفاقات و تحولات قائم به شخص بوده‌ است و اشخاصی در جریان‌سازی یا جریان‌شکنی‌ها نقشی فراتر از محیط داشته‌اند. در میان ...
  • سکته سگ مصب/ اسماعیل نوری‌علا، اکبر ذوالقرنین

    . . . . . . - با این کار درخشان می‌رویم به سراغ ادیب و منتقد سبک‌شناس آقای دکتر اسماعیل نوری‌علای عزیز. واقعن من که شعر را یکی از عناصر مدنیت ایران می‌دانم. آقای دکتر نوری‌علای عزیز درود بر شما مجددن + قربان شما، سلام عرض می‌کنم خدمت شما و شنوندگان گرامی برنامه‌تان - فکر می‌کنید ایرانیها بدون شعر می‌توانستند زندگی کنند؟  + من نمی‌توانم تصور کنم که ...
  • شعرهایی منتشر نشده از اسماعیل نوری‌علا

    مراقب کلاغ ها ادامه داده‌ام سفری را که در زمان و مکانی معين آغاز شد اما زمان و مکان به سرآمدن‌اش را تنها آيندگان خواهند دانست درست وقتی که قرار است من آويخته از ستاره و تکيه داده به ماه تماشا شان کنم که آزادی مرا به سوگ نشسته اند. شتابان آمدم و خرامان می‌روم با ثانیه شمار نفس‌ها و گردش خونی که نمی‌داند چرا می‌گردد. سفرم کتابی پر ورق شده با فصل‌هائی که ...
  • نقد: واکاوی شعر خرگوش‌ها، سریا داوودی حموله/ نقد احمد بیرانوند بر نمایش” گرگاس‌ها یا روزبخیر آقای وزیر”به نویسندگی حمیدرضا نعیمی

    ..... از میان  همه ی دویدن ها .... خرگوش های قهوه ای خرگوش های سفید از ساق پاهای من تا دشتی از برف. چقدر قطب جنوب است حرف های من میان دویدن نفس های تو توی سینه‌ای سپید. رگ‌های مرا ساده نگیر که تمام خرگوش‌های جهان توی قلب من لانه کرده‌اند. دهلیزهای من چپ و راست نفس کم می‌آورند از بس که گرگ میان برف به توله‌ی گرسنه‌اش اندیشیده است. شکارچی ...
  • هوشنگ چالنگی: از ابر/ اکنون دیگر/ مرغ یخ

    . . . . . . 1 از ابر از ابر … تا همهمه ی باران چه نوکِ چیده ای دارم که مجبورم کرده است آب در منقار با اختران بگذرم دیگر نه خواب … نه مرگ که طنینِ کلاغان در تنگنایم سمور! من که بمیرم ماه را بچر. 2 «مرغ یخ» پذیرفتم از کلاله ی آتش مرغی بجا بماند دانه چین اما با زخمهای من نمی دوی ای ماه! پذیرفتم کلاه از کوه برگیرم و فَوَرانِ غول را تماشا کنم اما ...
  • شعر دیگر/ اندوه نور: راحیل شیراسب/ رحیم جلیلی/ بهنود بهادری/ شیلا عادل

    . . . . . . . دو شعر از راحــیل شیراسب ۱ (اسارت نقطه) برتمام دندانه‌هاى دندان‌گيرم اندازه رسيدن دوخط مقطع، درالتهاب راندنِ سينِ نوك زبانى، به فراموشى اسارت نقطه‌ها درشين شراب‌ام بودى ۲ (كف گشودن) نهاده كف پا تاريخى كه همدم من برآن راه جسته تا برهنه گى‌اش در شن‌ها سفر خزانه‌ام، ارگان فرمان دهى‌ات بر داغ ردَش به مشام كشيد. پا ...
  • فیروزه میزانی پس از سالیانِ خــاموشی در سه‌گانه‌ای مشترک به همراه علی مومنی

    . . . فیروزه میزانی زاده‌ی۲۱ آذر ۱۳۲۹ در تهران شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و مترجم معاصر اهل ایران است. اولین اشعار وی در مجله تماشا (۱۳۵۴) و ماهنامه ادبی رودکی به چاپ رسید است. میزانی دانش‌آموخته رشته مدیریت از تهران و رشته ادبیات تطبیقی دانشگاه یوتا در امریکا است. وی یکی از شاعران مطرح موج ناب است. میزانی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین و مهمترین شاعران زن ...

آخرین یادداشت ها