رفتن به بالا

مرزهای ثبات و تحول در شعر پس از نیما

. . آوانگارد یازده / کارنامه‌ی ادبی اسماعیل نوری‌علا . . . . . ادبیات معاصر ما دوره‌های تحول و ثبات را در دهه‌های مختلف تجربه کرده‌ است. این تجربه‌ها به ما نشان می‌دهند که در بسیاری از موارد فارغ از تأثیر و تأثرهای اجتماعی بسیاری از اتفاقات و تحولات قائم به شخص بوده‌ است و اشخاصی در جریان‌سازی یا جریان‌شکنی‌ها نقشی فراتر از محیط داشته‌اند. در میان این نقش‌ها و افراد می‌توان بزرگانی چون نیما، شاملو و براهنی و رؤیایی را به یاد آورد، که در ...


پیشخوان

  • مرزهای ثبات و تحول در شعر پس از نیما

    . . آوانگارد یازده / کارنامه‌ی ادبی اسماعیل نوری‌علا . . . . . ادبیات معاصر ما دوره‌های تحول و ثبات را در دهه‌های مختلف تجربه کرده‌ است. این تجربه‌ها به ما نشان می‌دهند که در بسیاری از موارد فارغ از تأثیر و تأثرهای اجتماعی بسیاری از اتفاقات و تحولات قائم به شخص بوده‌ است و اشخاصی در جریان‌سازی یا جریان‌شکنی‌ها نقشی فراتر از محیط داشته‌اند. در میان ...
  • سکته سگ مصب/ اسماعیل نوری‌علا، اکبر ذوالقرنین

    . . . . . . - با این کار درخشان می‌رویم به سراغ ادیب و منتقد سبک‌شناس آقای دکتر اسماعیل نوری‌علای عزیز. واقعن من که شعر را یکی از عناصر مدنیت ایران می‌دانم. آقای دکتر نوری‌علای عزیز درود بر شما مجددن + قربان شما، سلام عرض می‌کنم خدمت شما و شنوندگان گرامی برنامه‌تان - فکر می‌کنید ایرانیها بدون شعر می‌توانستند زندگی کنند؟  + من نمی‌توانم تصور کنم که ...
  • شعرهایی منتشر نشده از اسماعیل نوری‌علا

    مراقب کلاغ ها ادامه داده‌ام سفری را که در زمان و مکانی معين آغاز شد اما زمان و مکان به سرآمدن‌اش را تنها آيندگان خواهند دانست درست وقتی که قرار است من آويخته از ستاره و تکيه داده به ماه تماشا شان کنم که آزادی مرا به سوگ نشسته اند. شتابان آمدم و خرامان می‌روم با ثانیه شمار نفس‌ها و گردش خونی که نمی‌داند چرا می‌گردد. سفرم کتابی پر ورق شده با فصل‌هائی که ...
  • نقد: واکاوی شعر خرگوش‌ها، سریا داوودی حموله/ نقد احمد بیرانوند بر نمایش” گرگاس‌ها یا روزبخیر آقای وزیر”به نویسندگی حمیدرضا نعیمی

    ..... از میان  همه ی دویدن ها .... خرگوش های قهوه ای خرگوش های سفید از ساق پاهای من تا دشتی از برف. چقدر قطب جنوب است حرف های من میان دویدن نفس های تو توی سینه‌ای سپید. رگ‌های مرا ساده نگیر که تمام خرگوش‌های جهان توی قلب من لانه کرده‌اند. دهلیزهای من چپ و راست نفس کم می‌آورند از بس که گرگ میان برف به توله‌ی گرسنه‌اش اندیشیده است. شکارچی ...
  • هوشنگ چالنگی: از ابر/ اکنون دیگر/ مرغ یخ

    . . . . . . 1 از ابر از ابر … تا همهمه ی باران چه نوکِ چیده ای دارم که مجبورم کرده است آب در منقار با اختران بگذرم دیگر نه خواب … نه مرگ که طنینِ کلاغان در تنگنایم سمور! من که بمیرم ماه را بچر. 2 «مرغ یخ» پذیرفتم از کلاله ی آتش مرغی بجا بماند دانه چین اما با زخمهای من نمی دوی ای ماه! پذیرفتم کلاه از کوه برگیرم و فَوَرانِ غول را تماشا کنم اما ...
  • شعر دیگر/ اندوه نور: راحیل شیراسب/ رحیم جلیلی/ بهنود بهادری/ شیلا عادل

    . . . . . . . دو شعر از راحــیل شیراسب ۱ (اسارت نقطه) برتمام دندانه‌هاى دندان‌گيرم اندازه رسيدن دوخط مقطع، درالتهاب راندنِ سينِ نوك زبانى، به فراموشى اسارت نقطه‌ها درشين شراب‌ام بودى ۲ (كف گشودن) نهاده كف پا تاريخى كه همدم من برآن راه جسته تا برهنه گى‌اش در شن‌ها سفر خزانه‌ام، ارگان فرمان دهى‌ات بر داغ ردَش به مشام كشيد. پا ...
  • فیروزه میزانی پس از سالیانِ خــاموشی در سه‌گانه‌ای مشترک به همراه علی مومنی

    . . . فیروزه میزانی زاده‌ی۲۱ آذر ۱۳۲۹ در تهران شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و مترجم معاصر اهل ایران است. اولین اشعار وی در مجله تماشا (۱۳۵۴) و ماهنامه ادبی رودکی به چاپ رسید است. میزانی دانش‌آموخته رشته مدیریت از تهران و رشته ادبیات تطبیقی دانشگاه یوتا در امریکا است. وی یکی از شاعران مطرح موج ناب است. میزانی به عنوان یکی از تأثیرگذارترین و مهمترین شاعران زن ...
  • چند یادداشت پیرامون شعر هرمز به همت بهنود بهادری و قلم داوود مالکی و رضا روشنی

    . . . . شاهدی امین (نگاهی کوتاه بر قله های شعر هرمز علیپور) ((در صبح  دشت چون جان ماست  این بوته های رو به رو که بسته و تنک است و من اسبان را به شهادت گرفته ام وین صحبتی را که شعله پوشانده است.)) اعتراف کردن، شکستن عرف است. معترف عرف را می شکند تا معرفتی دقیق از خود نشان دهد. اعتراف کردن، شهادت دادن علیه خویش است. علیه عرضهای خویش است با اعتراف عرضها را که ...
  • اندوه نور (بهنود بهادری): اشعاری از فرزانه بهزادپور/ دانیال آزرده/ ندا حاتمی

    . . . ۱ به دار دارالرحمه قسم صدایم را آتش بزن هزار زن را که در دهان من زار زار می‌گریند به آن تکه‌ی چشم‌هات که آدم را می‌برد وسط روضه برقصاند و آدم هی می‌چرخد و افتان هی می‌چرخد و خیزان هی می‌چرخد که یعنی : آقا ،اجازه هست یه کم تو تنت قدم بزنم؟ گفتی : وقتی می‌رقصی ماتیک زیادی قرمز بزن! من لبم را چسبانده بودم به خورشید و ...
  • شـــعر کوردی: شعیب میرزایی/ برگردان: شروین قادری

    شعیب میرزایی شاعر، نویسندە، منتقد و روزنامەنگار،  سال 1363 در محله ی چهار باغ سنندج بە دنیا آمد. وی فعالیت‌های ادبی خود را از سن هفدە سالگی و در انجمن‌های ادبی سنندج آغاز کرد. در سال 84  از دانشگاە فنی و رشته‌ی عمران  انصراف داد و بە تحصیل رشته‌ی جامعە شناسی پرداخت.  از شعیب میرزایی تا کنون سە کتاب شعر بە نام‌های " پیراهنی نمانده دوریت را در آن نگریم " ( ...

آخرین یادداشت ها