رفتن به بالا

سخن سردبیر/ نسل بی پایتخت

. . . دیرزمانی ادبیات پایتخت داشت.این دیرزمان یعنی تا همین سال‌ها پیش تا زمانی‌که رسانه و مدیا گستره خود را از روزنامه‌ها و کتاب‌ها به اپ‌های اینترنتی و صفحه‌های مجازی گسترش داد.در این برهه دیگر ادبیات و کلا فضای فرهنگی مرکزیت خود را تحت عنوان پایتخت کم‌رنگ کرد. به گونه‌ای که هر کس می‌توانست در گوشهٔ خانه خود، شهر یا حتی یک ناکجاآباد با یک موبایل، مرکز جهان باشد. تهران در هر شرایطی به دلایل بسیار چون تجمیع امکانات، دسترسی ها و …همچنان مرکزیت خود ...


پیشخوان

  • در فوائد و فرائد خواندنِ داستان( حبیب پیریاری) … خوانش شعرهای بهمن ساکی( سریا داودی حموله)

    در فوائد و فرائد خواندنِ داستان/ حبیب پیریاری     دنیای امروز، ابزارها و ابزارک‌های زیادی برای کشتن وقت ما دارد که نیازی به نام‌بردن‌شان نیست و تقریباً همه‌مان در سطوح مختلف درگیر آن هستیم. مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی نیز ذهن‌ها را معطوف به امرار معاش کرده و کتاب را از سبد خریدها دور. نتیجۀ نهایی آن‌که ذهن‌ها کاربردمحور و نتیجه‌گرا شده است، ...
  • روزنامۀ آفتاب به شرق/ حسین آتش پرور

    حسین آتش پرور صفحه ی اول: گزارش خبری: مهم ترین مشترکینِ روزنامه ی آفتاب شرق عبارتند از: 1-قطارهای درجه 3 مشهد- تهران 2-سرباز خانه ها 3-ساکنان جهنم این روزنامه ی با شخصیت و پر تیراژِ بین المللی هرشب چاپ می شود. صبحِ زود در رگ های مشهد می دود.غروب- از راهِ همان رگ ها- جمع آوری و پوشال می گردد. شب ها که همه در خواب اند دوباره چاپ می شود. صبحِ زود در خیابان ها پیاده می ...
  • چند شعر از ایلما راکوزا (شاعر و نویسنده:سوئیس)/ ترجمه : علی عبداللهی

    چند شعر از ایلما راکوزا( شاعر و نویسنده ی سوئیسی ) ترجمه: علی عبداللهی اشاره: ایلما راکوزا، شاعر، منتقد و مترجم سرشناس سوئیسی است، زاده ی 1946، از پدری اسلونیایی و مادری مجاری. سالهای آغازین کودکی را در بوداپست، لوبلیاناو تریست گذراند و در 1951، با خانواده به زوریخ کوچید. از 1965 تا 1971 ادبیات اسلاوی و رمی را در شهرهای زوریخ، پاریس و پترزبورگ تا مقطع دکتری تحصیل کرد، با ...
  • محل تلاقی شعر و نثر / گفتگو با احمد بیرانوند (علیرضاخسروانی)

    گفت‌وگو با دکتر احمد بيرانوند جايي که مرز شعر و نثر گم مي‌شود محلِ علاقمنديِ من  به حساب  مي‌آيد گفت و گو: عليرضا خسرواني اشاره/ مصاحبه با احمد بيرانوند برايم بشدت جذاب بود؛ نه تنها به واسطه‌ي رفاقت در محضرش و شناختي که از ايشان داشتم _به خاطر نقش انکار ناپذيرش در انجمن داستان خرم‌آباد_ بلکه به دليل موضوع وسوسه برانگيز مصاحبه، يعني «شعر معاصر». اين موضوع از ...
  • سه شعر از حسین مدل و سمت غیاب (یادداشتی بر شعر مدل)

    سه شعر از حسین مدل ۱ شب بود و مشتی تابستان پوستم را شبیه سرخ کرده بود و بی سایه می دویدم       به سمتِ زود لبِ پرنده ای در هوا صدای خسته ام را صید کرد و به نفرینِ کسی دچار شدم که دست هاش      از دیر مرده بود ۲ در دل ام کبوتری است که بالهایش گیر کرده         به غم هام و در دلم سوخته شعور پرواز و         ...
  • زندگی و شعر مِری اولیور/ ترجمه: ندا رضوی

     زندگی و  شعر مِری اولیور/ ترجمه: ندا رضوی مری اولیور در دهم سپتامبر 1935 در بلندی های ماپِل، حومه کلیولند اوهایو دیده به جهان گشود. در دوران نوجوانی، مدت کوتاهی را در خانه ادنا سنت وینسِنت میلای در نیویورک سپری نمود تا درنظم دادن به نوشته های باقی مانده از میلای، خانواده این شاعر را یاری کند. در همان دوران با شریک زندگی اش، مالی ملون کوک آشنا شد. این زوج به ...
  • چند شعر از حسین عبدالوند، زبیده حسینی، شجاع گل ملایری

    شعری  از حسین عبدالوند فقدان بی چیز نمی شود ماند نمی شود رفت صدا به صدا که می رسد چیزها می گریزند از حرف از معلوم! دور می شوند دور! تا کمی بعد از مرگ به غیاب به «بی»های مشترک یکی از چیزهاست «بی» نه از حضور سر در می آورد نه در غیاب تمام می شود پیش تر می رسد زودتر می رود «بی»نمی رود به حرف بی زرد نمی شود رفت به پاییز بی درخت به جنگل بی زن به ...
  • اندوه نور (بهنود بهادری) و شعر دیگر: الهام مهرانفر، انوش جعفری، میثم ریاحی

    (...) دو شعر از الهام مهرانفر سفینه بر باد و صفیران خاموشی کجاوه بر شن می رانند اینجا که غبار بر زلف لیلی ام تلاوت مرگ دارد آسمان با هزار هزار چشم مویه می کند بر بانوی شبانی و عریانی. (...) دو ماه سیاه به من می نگرند از حصار کتیبه های سپید بادیه بر فراز تپیه ای تنهاست صدای شیهه می آید آنسوتر ایستاده ام با خیزران و موریانه بیا برای شکاف قبیله ...
  • از اندوه نور(شعر دیگر): خشایار فهیمی، سعید اسکندری، داریوش کیارس، فرزانه رضایی،

    دو شعر از خشایار فهیمی (...) با سمتِ از اشاره گرفتم: آن    که می رود از دستِ می رود    می رود. (...) چقدرِ چگونه زیبا! لهجه ی جسمِ تو، دهانِ یکتای شب بود یک بار ردای عزیز، حنجره شد و خواند: با من  هر بار عریان تر است -عینِ صدای دستِ او وقتی بر حاشیه ام می ریزد. دو شعر از سعید اسکندری (خیانت) سرریز سردِ نقره بر قصیده ی یال اسب شب است و ...
  • چند شعر از دایان دی پریما و جنبش بیت/ ترجمه: حسین مکی زاده

    Diane Di Prima یکی از معدود زنان جنبش ادبی "بیت"، که به شهرت خاصی رسید و مطمئنا یکی از باارزش ترین زنان این نهضت محسوب می شود. در 1934 در نیویورک به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات در روستای گرینویچ به تاثیر از جنبش های نوظهور جوانان بیت  نوعی زندگی بوهمی را تجربه کرد. سبکی که ویژگی و منش نسل بیت محسوب می‌شود. از مهمترین و تاثیرگذارترین فعالیتهای ادبی وی انتشار ماهانه آثار ...

آخرین یادداشت ها