رفتن به بالا

  • معرفی کتاب/ نگاهی به نقش ترانه در رمان «خیابان بهار آبی بود»

    . . . همه ی ما در گوشه ای از قلبمان یک خیابان بهار داریم که هیچ وقت فراموش نمی شود؛ هر نشانه‌ای، سروده‌ای یا ترانه‌ ایی آنها را به طرف خیابان بهار سوق می‌دهد ؛ مانند انگشت ششم به گفته‌ی زنده یاد هوشنگ گلشیری، همان یک تکه گوشت اضافی می‌شود نمازخانه کوچک ، بنابراین رهیافت نشانه شناختی به نقش ترانه و شعر حاکی از آن است که مخاطب میان درک زبانی اشعار و مضامین و ...
  • مقدمۀ دبیر داستان

    . . . بخش «داستان آوانگاردها» قرار است ازین‌به‌بعد در زمان‌های مستقلی به‌روزرسانی و منتتشر شود؛ در هیأت یک مجلۀ مستقل داستانی که البته به پشتوانۀ سال‌ها فعالیت دوستانم در این سایت ادبی قابل تحقق است. شکلی که برای این مجلۀ الکترونیکی درنظرگرفته‌ام تقسیم مطالب به دو بخش اصلی است؛ «پروندۀ داستانی»، «داستان و نقد داستان». در هر شماره موضوعی به‌عنوان پروندۀ ...
  • پرونده داستان/کارنامه ادبی حسین آتش پرور

    . . . حسین آتش پرور تولد 20 آبان 1331  دیسفان/ گناباد حسین آتش پرور از نویسندگان  مطرح نسل سوم ايران است. چاپ اولین داستان‌های او به اوایل دهه‌ی پنجاه باز می‌گردد. اندوه (مجموعه داستان- 1372) اما او موفق‌ترین و تاثیر‌گذارترین داستان کوتاه خود (اندوه) را در سال 1366 نوشت؛ این داستان برای اولین‌بار در کتاب دریچه تازه (مجموعه داستان از محمود دولت‌آبادی و ...
  • کسی که به هرشکل سانسور می‌کند، با خودکار قرمز به کلمات شلیک می‌کند و کارش اعدام کلمات است.

    . . گفتگوی آوانگاردها با حسین آتش‌پرور . . . شما را می‌توان داستان‌نویس خودساخته‌ای دانست که دوران جوانی‌اش در نقطه‌ای دور از پایتخت و محافل اصلی ادبی بوده. درعین حال خودتان تجربۀ برگزاری کارگاه‌های آموزش داستان را هم داشته‌اید. از پیوند این دو گزاره می‌خواهم به این پرسش برسم: کارگاه‌های آموزش داستان‌نویسی تا چه اندازه برای فضای ادبیات ضرورت دارند؟ و ...
  • نگاهی به رمان چهارده سالگی بر برف از حسین آتش پرور

    . . . آشنایی من با آثار حسین آتش پرور از سال 69 با چاپ داستان «آواز باران»، در جنگ «خواب گرد و داستان های دیگر»، شروع شد. از همان داستان و با چاپ آثار بعدی اش، ما با نویسنده ای روبه رو می شویم که در نوشتن، سبک و سیاق خود را دارد. پرداخت فرهنگ بومی و اسطوره های کهن و ادغام هنرمندانه شان در  وقایع زمانه ی ما. حسن دیگر آتش پرور این است که نویسنده ی مستقلی است. خودش است و قلم ...
  • از پرتاب‌شدگی تا شدن

    (خوانشی از ساختار در آثار حسین آتش‌پرور) ساختار هر رمان همچون مجموعه‌ای از عروسک‌های ماتروشکا(عروسک‌های تودرتوی روسی) سازمان یافته است. در چنین حالتی خرده‌روایت‌ها و ریز‌روایت‌ها، فصل و لایه می‌سازند، گروه‌های پاراگرافی همسان و چند لایه‌ای برای انتقال یک حرکت روایی می‌سازند و به روش‌های مختلف و با شگردهای گوناگون یکپارچه شده و درنتیجۀ برهمکنش این ...
  • برخی از ساز و فن های ساختاری در «خیابان بهار آبی بود»

    . . رمان خیابان بهار آبی بود در نگاه نخست درونمایه و قصه یی ساده دارد : مهاجرت خانواده یی از روستا به شهر و کنکاش در احوال و اوضاع آدم هایی که در سفر بی پایان راوی، خود نیز در حال سفر و مهاجرتی هستند که در بستر تحولات اجتماعی رخ می دهد. خود این مضمون می تواند رگه های قصوی بسیاری را به دامنه ی اثر فرابخواند و نویسنده با هوشمندی و به کار بستن ریتم مناسب از تمام امکانات ...
  • در خوانش ِ ‘ماه تا چاه’ نوشته‌ی حسین آتش پرور: شهر، چون ادامه‌ی انسان

    . . جهان از آهنی كی تاب گيرد1 . شهرِ رمان ِ 'ماه تا چاه' چهره‌های گوناگون دارد: جامعه‌ای در امروز ِ مدرن و پناهی برای آدم‌های  تشنه‌ی قدرت و آکنده‌ی آز. به رویایی می‌ماند که وقتی از آن بیرون آیی، چشم‌اندازی در برابر داری که آرام‌بخش نیست. راوی، مردی است گرفتار آمده میان زندگی ِ نفس‌گیر که در سر و صدای شهر راهی می‌جوید به بیرون، به واقعیت. چگونه؟ نام ِ رمان همه ...
  • طنزِ تلخِ وضعیتِ ما

    واســــازی واقعـــــیت در داســـتان‌های کوتاه حســـــین آتـــش‌پرور . یکی از ویژگی‌های مکتب‌های ادبی را می‌توان در تعریف‌شان از واقعیت دانست؛ یکی واقعیت بنیادین را خرد می‌داند (کلاسیسم)، دیگری احساس می‌داند (رمانتیسم)، یکی سرشت می‌داند (ناتورالیسم)، دیگری عینیت می‌داند (رئالیسم)،‌ یکی رویا می‌داند (سورئالیسم) و... حسین آتش‌پرور در بیست داستانِ دو ...
  • داستان کوتاه/ تابلوی شب هزار و دوم به قلم آرش ذوالفقاری

    . . . هرمزد به مشی و مشیانه گفت که: «مردم اید، پدر و مادر جهانیان‌اید...» هنگامی که یکی به دیگری اندیشید، هر دو نخست این را اندیشیدند که «او مردم است» ... پس به فرزندخواهی اندیشیدند، نخست مشی، پس مشیانه. چه، مشی به مشیانه گفت که: «چون این آلت ترا بزرگ بینم، آن آلت من لرزد». پس ایشان به هم کامه بردند و در کامه‌گذاری که کردند چنین براندیشیدند که ما را به پنجاه سال کار ...