رفتن به بالا

  • شعر جهان: دو شعر از آدونیس‌/ترجمه: حسین مکی‌زاده‌‌ تفتی

    . . . . به شعر چرا عوض نمی کنی این جامه سیاه بلند را که هرگاه به دیدن ام می آیی، به تن می کنی؟ و چرا دوست داری که در هر کلمه ی تو پاره ای از شب را جای دهم؟ و از کجاست این صدای تو که فضا را می شکافد و تو تنها مشتی حروف پراکنده ای بر کاغذ؟ نه این سالخوردگی نیست، این کودکی است که چهره ات را پر آژنگ کرده است. بنگر اینک چسان نیمروز سر بر شانه خورشید می نهد، در تو، زان ...