رفتن به بالا

  • شعری از سوفیا صالح پور (کارگاه)

    شعری از سوفیا صالح پور برای زندگی چه قصه ها که نگفته ام سلام سرطان خونی من، معشوق مهربان! چندان بخند که پیر شوی قطره، قطره، پنهان می شود این مرده اما من تو را درختی خواهم زائید که خاک را می بلعد که فضای چشمانت دو رودخانه ی یاریگر و پاهایت چون کشاورزی کهنه کار زندگی را رام کرده است بر شانه ی گوسفند بنویس این کتیبه از کوروش کبیر پیدا شد بر شانه ی گوسفند و در غرور ...