رفتن به بالا

  • شعری از نصرت الله مسعودی/ ترجمه: محبوبه زیدی

    نصرت الله مسعودی تقدیم به دکتر مهناز بدیهیان بربسترشب بوها مگردراین صدا بال چند کبوترشکسته وُ شب وغربت برآن قطره قطره چکیده است که دود ِآشیان های سوخته دست از دلم بر نمی دارند مگر کدام مرغ ِعشق دوباره چشم در چشم تابوت خویش در صف ِباز ماندگان به بدرقه ی خود ایستاده است که باز هندسه ی مرگ شکل غریبی دارد مگر چه طوفانی زیرو بم این لحن را امشب چنین زیرو رو ...