رفتن به بالا

  • اشعاری از دکتر نصرت الله مسعودی و یادداشتی بر حیات رندانه‌ی کلماتش

    . . 1 چشم آیینه را می بندم رسما به کاهدان زده ام تا با رسنی سپید که زندانی ِ گردان ِ قویی مرده بود است کسی را که در من ترانه می خواند حلق آویز کنم. پاهای من کارشان از کفن ِ شکوفه ها وُ بوی تند ِ کافور وُ چلوار چنان گذشته است که خود تیزی تبر ِ خود اند. بگذار پیش از رسیدن به کاهدان به اندازه ی یک لحد برای تو گریه کنم و به وسعت ِ یک گورستان برای خودم. به دلت نیفتد این بغض من ...
  • معرفی کتاب: مجموعه شعر«بوی پیراهنت را پست نکردی» اثر نصرت الله مسعودی با خوانش سریا داودی حموله/ خوانش مجموعه شعر« خر» با خسرو بنایی/ «تیرنامه» مجموعه شعر محمدعلی حسنلو

    نصرت الله مسعودی خوانشی از مجموعه شعر«بوی پیراهنت را پست نکردی» اثر نصرت الله مسعودی سریا داودی حموله ........ پاره روایت های محسوس............ اگر در ناکجای نبودن باشی  هیچ راهی دست اش به تو نمی رسد.  راهی نبوده که آن راسرگردانی نکرده باشم./ شعرِ 63 در مجموعه شعر«بوی پیراهنت را پست نکردی»(1)،نصرت الله مسعودی با جزیی نگری در پی کشف ظرفیت های پنهان و آشکار ...
  • چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی (۲) / ترجمه: ساسان بازگیر

    چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی (2) / ترجمه: ساسان بازگیر   7 تو حق نداشتی که این همه زیبا باشی و حق من هم این نبود که روزی هزار بار برای تو بمیرم.   Your killing beauty Murdered me Thousand times a day. Neither were you allowed Nor did I deserve it. 8   بدرود ترانه یی که برلب من نمی نشینی دیگراگر بمیرم هم درهیچ کوچه ی تاریکی نمی خوانم! I won’t whistle again A single song By the cost of my life, When It doesn’t suit My lips.      9 این حوزه ...
  • چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی/ ترجمه: ساسان بازگیر

    چند شعر دوزبانه از نصرت الله مسعودی  ترجمه: ساسان بازگیر 1 آن قدر مبادی آدابم وُ از جنون دور که تا اجازه نفرمایی نمی توانم دوستت داشته باشم حالا که تا دلت بخواهد گم شده ای به نیانت از که اجازه بگیرم که تا دلم می خواهد برایت گریه کنم!   Such courteously And so kept in sanity Devoted to you, So much so that I can’t love you Without your consent. But, now that you are Too lost in distances To beg your permission, How can I take your mercy For the moment To cry ...