رفتن به بالا

  • شعر دیگر/ (اندوه نور) هادی عالیپور، پریماه اعوانی، مهدی شکارچی

    . . . آنجا که ایستاده‌یی دشت‌های دیوانگی‌وُ آب‌های‌معطر‌ به‌ تو می‌رسند زیبایی‌اند در بزم رگ‌هات! اینک که ذرات‌ شادند ُپُرز‌خاک در پیچ‌ِ گیسویی‌‌ِ‌ی‌خورشید وُ نام‌َ‌ت را چشیده‌مَ، سراسر این جیغِ نَم را. گُذر نور بر گلو سرازیر وَرم رگ‌ها از دیده در شفاعت آبی ِ‌نمْ/گیراست. اینک که مشتاقم به شعبده‌ی نور؛گیرام * عقیق صورت و معطر گیسوان صورت‌های ...
  • از اندوه نور(شعر دیگر): احسان براهیمی، معصومه احمدی، نکارچیل اوروسا( پریماه اعوانی)

    احسان براهیمی (...) ریشه مان ندانی به کجایِ شب می رسد می زنم رگ های گمان را از بردگیِ درخت حسرتت می ماند آنوقت پرتِ سنگی در خیانت آینه مرداب می ماند دایره دایره دایره زنگی در دستِ پریان دریا که ماهیان مرده می زایند و رقاصه ی سوال تا سپیده دم سرخ می شود بر امواج (...) پشت قرار – دادها زخم آلود نشسته اند دوزخیان تا رسمِ خواهش را بیاموزند ...