تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

جوزپه اونگرتی(قسمت دوم)/ ترجمه اشعار از ایتالیایی :ابوذر کردی

 

 جوزپه اونگرتی(قسمت دوم)/  1234567

ترجمه اشعار از ایتالیایی :ابوذر کردی

IN MEMORIA

Locvizza il 30 settembre 1916

 

Si chiamava

Moammed Sceab

 

Discendente

 di emiri di nomadi

 suicida

 perché non aveva più

 Patria

 

Amò la Francia

 e mutò nome

 

Fu Marcel

 ma non era Francese

 e non sapeva più

 vivere

 nella tenda dei suoi

 dove si ascolta la cantilena

 del Corano

 gustando un caffè

 

E non sapeva

Sciogliere

 il canto

del suo abbandono

 

L’ho accompagnato

 insieme alla padrona dell’albergo 

dove abitavamo

a Parigi

 dal numero 5 della rue des Carmes

appassito vicolo in discesa

 

Riposa

 nel camposanto d’Ivry

sobborgo che pare

 sempre

 in una giornata di una

decomposta fiera

 

E forse io solo

 so ancora

 che visse

 

یاد بود

نامش

محمد شیاب[۱] بود .

نسب اش

به امیران کوچ نشین برمی گشت .

خودکشی نمود

وقتی دیگر ، کشوری نداشت .

 

فرانسه را دوست داشت

و برای همین تغییر نام داد .

مارسل

اما فرانسوی نبود.

و دیگر نمی توانست زندگی کند

در چادر خانوادگی اش

آنجا که ترنم قرآن 

به گوش می رسید

وقتی در حال نوشیدن قهوه بود .

 

و نمی توانست

سرود رفتن را

سردهد.

 

همراهش بودم

آن زمان که ریاست یک هتل را داشتیم

وقتی که ساکن بودیم 

در پاریس

در شماره ی پنج رودِس کارمه[۲]

در یک کوچه ی پرحرارتی در یک سرازیری

 

آرمیده است

در گورستان ایوری[۳]

واقع در حومه ی شهر

چنان به نظر می رسید

در یک روزِ

در یک تلاشِ متلاشی

رفتنی است .

 

و شاید من تنها کسی باشم

که فهمید

او چه ها دیده است

 

IL PORTO SEPOLTO

Mariano il 29 giugno 1916

 

Vi arriva il poeta

 e poi torna alla luce con i suoi canti

 e li disperde

 

Di questa poesia

 mi resta

 quel nulla

 d’inesauribile segreto

 

درب آرامگاه

شاعر

با چکامه هایش

شما را اینجا می آورد

و سپس برمی گرداند

در هاله ای از نور

و پراکنده می گردند .

 

در چنین شعری است

که من آرام می گیرم

آن یک هیچستان است

با رازی تمام ناشدنی .

 

DANNAZIONE

Mariano il 29 giugno 1916

 

Chiuso fra cose mortali

(Anche il cielo stellato finirà)

Perché bramo Dio?

 

نفرین

محصور

میان اشیای مرده

( و اینکه آسمان پرستاره ، تمام خواهد شد )

چرا خدا را تمنا کنم ؟



 ) دوست مصری شاعر ، خواننده ی پیگیر بودلر  و نیچه  که در تابستان ۱۹۱۳ خودکشی می کند[۱]

)منطقه ای در پاریس[۲]

) قبرستانی در پاریس[۳]

مطالب مشابه...

0 افکار در “جوزپه اونگرتی(قسمت دوم)/ ترجمه اشعار از ایتالیایی :ابوذر کردی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات