تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

دو داستانک از رضا رضوانی بروجنی

دو داستانک از رضا رضوانی بروجنی

۱
بزرگترین عکسی است که روی شیشه حک شده.هر روز صبح طی یک مراسم آیینی خاص تمیزاش می کنم. . به نوعی می شودگفت که من خدمتکار این عکس ام .این قدروسواسانه تمیز نگا هش می دارم که به همین خاطر چندین مدال شجاعت گرفته ام. هرروز طی چندین نوبت خاک هایی که رویش می نشینند را تمیز می کنم .با این که تمام درزها را کاملن گرفته اند اما نمی دانم این گرد و خاک لعنتی چه طور و با چه جراتی داخل می آید. این بار حتمن به مامورین درز گیر تذکر به علا وه ای میدهم …..
نکته ی جالب توجه درباره ی این عکس علاوه بر بزرگی بیش از حداش لبخندی است که بر چهره ی صاحب عکس خوش نشسته است. لبخندی که هزاران نکته در ش نهفته است .البته هر وقت خواستم یکی از همین ظرایف را واگو کنم متاسفانه حتی یک مورد هم نتوانسته ام بیان کنم. اخر این جمله را – لبخندی که هزاران نکته در ش نهفته است -ماموران درز گیر هر وقت می آیند
مکرران تکرار می کنند. وقت تمیز کردن ناغافل چشمم به ترک کوچکی که گوشه ی پایینی عکس است می افتد. با دستمال با دقت دور و برش را تمیز می کنم ترک اما بزرگ و بزرگتر می شود تا جاییکه کل عکس پر از ترک می شودو لبخندی که هراران نکته درش نهفته است بین ترک ها گم می شود…

۲

از بس با چشمانم دنبالش کرده ام حدقه ی چشمانم دو دو می زند. اصلن زبان نفهم ترین موجودی است که خدا روی این کره خلق کرده است. هر جا که می نشیند مطمین ام که اندازه ی هیکلش همه جا را به گند می کشد . حرف که می زند تنالیته ی صدایش تمام مولوکول های هوا را به جنبشی بی سابقه وا میدارد.( بعضی مواقع حتی اگر تمام هیکل ادم هم گوش شود با زهم برای گوش کردن کم است.) …بس که با حرارت فکش راباال و پایین می اورد نا خداگاه فکر می کنم پیغام خدایان ر ا ابلاغ می کند… خلا صه
همین جور که زل زده ا م دستم را بلند می کنم و برایش کف می زنم هورا می کشم و اوهم همین جور بی ملاحظه تمام مولوکول های دور وبرش را به جنبشی بی سابقه وامی دارد…وای که چه هلهله ای بر پا شده.من که این قدر تهییج شده ام – بی هوا با دست له اش می کنم .مگس بی چاره –چندش اور است: تمام محتویات بد بوی بدنش به کف دستم مالیده می شود… جماعتی که دور تا دورم مرا دوره کرده اند شرع به هورا کشیدن می کنند و برایم کف میزنند و من بی ملاحظه تمام مولوکول های هوا را به جنبشی بی سابقه وا می دارم. احساس می کنم پیغام خدایان را ابلاغ می کنم…

برچسب ها

مطالب مشابه...

5 افکار در “دو داستانک از رضا رضوانی بروجنی”

  1. م کیوان گفت:

    پیروز

  2. میثم منصوری گفت:

    زیبا و عالی

  3. امیدی پور.... گفت:

    درود ….بسیار جالب و زیبا مثل همیشه آقا رضا

  4. حسین گفت:

    به خصوص کار دوم قشنگ بود …. کم اما گزیده .. نه زیاد .. نه کم

  5. alaie گفت:

    بسیاردوست داشتنی مثل خودتون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات