تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از احمد مطر / ترجمه ابراهیم حاج محمدی

دو شعر از احمد مطر

ترجمه ابراهیم حاج محمدی

سِرّ المِهنَه
إثنانٍ فِی أوطانِنا

یَرتَعِدان خِیفهً

مِن یَقظهِ النائِم :

اللِصُّ . . و الحاکِم !

 

راز حرفه
از ترس آنکــــــه خفتــــه ای بیدار گردد
بر خویش می لرزد دوکس در کشور ما
زان دو یکی دزد اســت بی تردید ، حتما
وان دیگــــــری هم حاکــــم غارتـگر ما !

 

إبتِهَال
کُلُّ مَن نَهوَاهُ مَاتَ

کُلُّ مَا نَهوَاهُ مَاتَ

رَبِّ سَاعِدنَا بِإِحدَى المُعجِزَاتِ

وَأَمِت إِحسَاسَنَا یَوماًً

لِکَی نَقدِرُ أَن نَهوِى الوُلاهَ!
نیایش
هر که عاشقش شدیم ، مُرد
هر چه عاشقش شدیم، مُرد
پس چه می شود خدای مهربان؟
چشمه ای ز معجزات خویش را دهی نشان،
حسّ پاک عشق را بگیری از نهادمان،
تا شویم،‌

برچسب ها

دو شعر از احمد مطر / ترجمه ابراهیم حاج محمدی

دو شعر از احمد مطرIMG_6641

ترجمه ابراهیم حاج محمدی

 

متَاهَهُ الأموَاتِ

 

بَعدَ قـَتلِی

سَلَّمُوا التّابُوتَ, مَختُوماً لأهلِی.

دَفـَنَتنِی أمرأَهٌ ثَکلَى,

وَ أهلِی

َدفَنُوا الشَّخصَ الَّذِی حَلَّ مَحَلِّی..

هِیَ مِن أجلِ ابنِهَا

تَبکِی عَلَى تُربَهِ قَـَبرِی

وَعَلَى تُربَهِ غَیرِی

هُم یَنُوحُون لأجلِی..

وعـَـلَى قـَبرِ ابنِهَا….شـَیخٌ یُصَلِّی:

رَبِّ ثـَبِّت لِیَ عَقلِی..

إنَّنِی شـَـیخٌ عـَـقِیم..ٌ

مِثلُ هَذَا کَیفَ صَار ابناً لِمِثلِی؟

—-
برهوت مردگان

 

مرا کشتند و بعد از آن،
به اهل و خاندانم،
جعبه ای سر بسته بسپردند و گفتند اینْسْتْ،
آری اینْسْتْ
تابوت همان مردی،
که داغ مردن او را به دل دارید …
زنی ، کِش مرده بُد فرزند دلبندی
به خاکم کرد.
کسانم لیک،
شخصی را دگر جز من
به زعم اینکه، اینک این منم، من مرده ی آنها !!!
سپردندش به خاک و،
بر سر قبرش برایم نوحه سردادند!
آنسان، کان،
زن بیچاره بر قبر من از اندوه فرزندش،
سرشک از دیده گانش سخت جاری بود.
ولی بر قبر فرزند همان زن،
پیر مردی با خدای خویش نجوا داشت:
خداوندا، کریما، سخت حیرانم.
چو من پیر عقیمی را
چنین فرزند، چون باشد!!!
کُلَّمـَا حَـلَّ الظّـلامْ
جَـدّتی تَروِی الأسَـاطیـرَ لَنَـا
حَتَّى نَنـَامْ .
جَدَّتِـی مُعجِبَـهٌ جِـدّاً
بِأسلــوبِ النّظـام !!!
شب چونکه می رسد ،
مادر بزرگ من ،
بس قصّه ها که بر سر هم می کند شگفت !
تا اینکه ما به خواب عمیقی فرو رویم .
دل بسته بس عجیب ،
مادر بزرگ من ،
به ترفند این نظام !!!

برچسب ها

مطالب مشابه...

0 افکار در “دو شعر از احمد مطر / ترجمه ابراهیم حاج محمدی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات