Warning: ksort() expects parameter 1 to be array, object given in /home1/avangard/public_html/wp-content/plugins/bbpress/includes/core/template-functions.php on line 316
دو شعر از حنیف خورشیدی ( غزل محض) | سایت ادبیات پیشرو ایران آوان گاردها

تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از حنیف خورشیدی ( غزل محض)

دو شعر از حنیف خورشیدی

 

 شعر اول:

سرنوشت روایت، در خواب

خواب ها اتفاق می افتند /  مثل امواج خیس را دی یو

من به اثبات مرگ معتقدم … من به تعبیر صاف و ساده ی تو …

من به اندازه ی خودم در شعر … تو به اندازه ی خودت در مرگ

من ازین خواب های تکراری … تو هم از ظرف خالی آبجو

                                                    +++

خط یک قصه توی خواب کجاست ؟  راوی خواب های آدم کیست ؟

شاعر  خواب های پست مدرن … شاملو ، کافکا ، هگل ، فوکو …

خواب ها از کجای یک آدم / به طبیعت فشار آوردند ؟

مثل تحلیل قرص  در لیوان …  مرگ ” مرلین ” بخاطر ” مونرو “

+++

مثل یک جغد  خواب بد دیدن /  حرف را … واژه را … عدد دیدن

توی هر خواب  جزر و مد دیدن /  دست آخر شبیه پی نو کیو :

 ” زندگی خوب بود یا که نبود … صبر ایوب بود یا که نبود

قلبم از چوب بود یا که نبود  ” … { تف به آن دست ها ، پدر ژپتو  }

+++

مردها توی خواب  زن هستند !!!  مثل پیوند پرتقال و هلو

 ” آنجلینا جولی ” بدون لباس … پشت پلک ” روبرتو  دنیرو “

خواب هم مثل مرگ یا که حیات /  مثل یک سیب سرخ می افتد

اتفاقی که مال آدم هاست …  مرگ توتون  درون ” marlbro “

من به اندازه ی خودم در شعر ، حرف های نگفتنی دارم …

تو به اندازه ی خودت  در خواب ، دست خود را بگیر و … راه برو

 شعر دوم:

  بر مزار تهی 

این چندمین شب است که باران گرفته است

این چندمین شب است که در خانه نیستم

نوبت به من رسیده که خود را تهی کن

باید برای جشن ِ وفاتم      بایستم …

من بارها  برای خودم گریه کرده ام

شاید  برای مرد بزرگی   گریستم…

۰۰۰

در من زبان مادری از یاد رفته است

این روزها  به خون جگر  حرف می زنم

دارم برای مرگ ِ تنم  شیهه می کشم

تنها منم که وقت سفر  حرف می زنم …

عمری به اشتباه  نظرباز بوده ام

این روزها  بدون نظر   حرف می زنم …

۰۰۰

در من پرنده های زیادی شناورند

در من  امید … صبر … تعدّی … نه بیشتر

اجداد من به حضرت آدم نمی رسند

چسبیده ام به آدم بعدی … نه بیشتر

من ریشه ام به سنگ … به دریا … به آفتاب

یا آخرش  به حضرت سعدی … نه بیشتر

۰۰۰

این چندمین شب است که باران گرفته است

دارم برای حال خودم   راه می روم

سیگار می کشم … به زمین خیره می شوم

در چهره ی زلال خودم   راه می روم

در من ستاره ای ست   که دنباله دار نیست

در سوگ ارتحال خودم   راه می روم …


مطالب مشابه...

12 افکار در “دو شعر از حنیف خورشیدی ( غزل محض)”

  1. سالاری گفت:

    مرسی حنیف جان. خیلی خوب بود.

  2. م.مدنی گفت:

    در من پرنده های زیادی شناورند

    در من امید … صبر … تعدّی … نه بیشتر

    اجداد من به حضرت آدم نمی رسند

    چسبیده ام به آدم بعدی … نه بیشتر

    ممنون حنیف عزیز

  3. علی کشاورزیان گفت:

    مثل همیشه این شعرهات یک قسمت از نا شناخته های منو برای من آشکار کرد.

  4. اسیه گفت:

    مثل همیشه عالی…

  5. خیلی لذت بردم حنیف عزیز.آفرین

  6. محمّدرضا نیک سجل گفت:

    ممنون حنیف جان . عالی بود . ممنون

  7. tarsa گفت:

    وای سرودهای بی نظیری داری. سپاس فروان.

  8. مرسی حنیف جان مثل همیشه لذت بردیم

  9. مثل شعر اولی زیاد خوندم و یکم تکراری بود برام

    اما این بند عالی بود:

    مثل یک جغد خواب بد دیدن / حرف را … واژه را … عدد دیدن

    توی هر خواب جزر و مد دیدن / دست آخر شبیه پی نو کیو :

    ” زندگی خوب بود یا که نبود … صبر ایوب بود یا که نبود

    قلبم از چوب بود یا که نبود ” … { تف به آن دست ها ، پدر ژپتو }

    +++

    شعر دومی بهتر بود

  10. حسین شکیبا گفت:

    حنیف عزیز متشکرم که حال دادی با شعرهات

  11. فاطمه گفت:

    عالی بود جناب خورشیدی.موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات