تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از زهرا حیدری

دو شعر از  زهرا حیدری

زهرا حیدری

مجموعه شعرها :

  • دیگر به ماه اعتقادی ندارم
  • من کبوتر تو نیستم
  •  مومیایی خوشبخت

شعر اول:

حساب روزهای بی تو از دستم درآمده

مثل النگوهایی که فروخته ام

و شبهایی که نریختی روی گردنم

مثل گوشواره هایی که نداشته ام

چند ساله بودم که عاشق شدم ؟

چند ساله بودم که مادر ؟

چند ساله بودم که کودکانم تابستان را فهمیدند

پاییز را

و من از لذت شانه هایت افتادم

زمستان شد

نامت را فروختم

خانه ای خریدم 

زن شدم

 چسبیدم به زندگی

 چسبیدم به شیشه ها

 چسبیدم به نمره ی ریاضی دخترم

 و حساب رنگدانه ها از دستم در آمد

 مثل حلقه ی عروسی ام

 که انتخاب آخرش چاه فاضلاب بود .

شعر دوم:

دست کلماتم را می گیرم و بیرون می زنم

 مثل معدنچیان معترضی که سرفه هاشان را

خیلی ها استخوانهایشان را آورده اند

 حتی انگشت کودکانشان را

 زمستان سختی است

 زمین می لرزد

 و تنها تفنگهای ضد شورشند

 که قنداقهایشان را خرج آتش نمی کنند

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “دو شعر از زهرا حیدری”

  1. طاهري گفت:

    سلام و
    هر دو اثرتان زیبا و ستودنی بودند با تصویر سازی های زیبا و ملموس .
    کار اولتان را بیشتر دوست داشتم که مملو بود از حس زنانگی و تلخی و درد روزمرگی را تداعی می کرد !آفرین بر شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات