تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از شیرکو بیکس ترجمه: خالد بایزیدی

دو شعر از شیرکو بیکس ترجمه: خالد بایزیدی

شعر اول:

 فه رشچیک

هه تاکوو مرد

فه رشی چنی و

گولی چنی

نه فه رشیکی هه بو بوخوی

نه ده ستیکیش

گولیکی خسته سه رقه بری

…….

قالی بافی

تاواپسین دم

قالی بافت

باگلهای بس زیبا

اماسرانجام!

بی بهره ازتخته فرشی…

ونه کسی نیز

گلی برمزارش گذاشت

 

شعر دوم:

سکالا

له دووای خنکانی هه لبجه

سکالایه کی دریژم نووسی بوخودا

به رله خا لکی 

بودره ختیکم خوینده وه

درخت گریا

له په ناوه بالنده یه کی پوسته چی وتی:

باشه کی بوت ده با؟

گه ربه ته مای منی بیبم…

من ناگه مه عه رشی خودا

بووه شه ودره نگ

فریشته ی ره شپوشی شیعرم وتی:

توهی چ خه مت نه بی

من بوت ده به م هه تا عه رشی خودا

به لام به لینیت ناده می خوی نامه که م لی وه رگره

خوت ده زانی:

خودای گه وره کی ده یبینی…

وتم :سپاس !توهه لفره

فریشته ی ئیلهام هه لفری

وله گه ل خوی سکالای برد

روژی دووایی که هاته وه

سکرتیری پله ی چوواری نوسینگه ی خودا

عوبیدنامی!

هه رله سه رهه مان سکالا

له داوینی دا

به عه ره بی نووسیبووی:

گه وجه بیکه عه ره بی

که س لیره عه ره بی نازانی

ونایبه ین بوخودا

…………..

شکایت نامه 

پس ازکشتارحلبچه

دردنامه ای برای خدانگاشتم

بسیاربلند

پیش ازاینکه برای مردم بخوانم اش

برای درختی خواندم اش

درخت گریست

درگوشه ای پرنده ای نامه رسان گفت:

نامه ات راچه کسی می برد؟

اگربه گمان منی

بال وپرمن 

توان رسیدن به عرش خداراندارد

تاریکی سایه افکند

فرشته ی سیه پوش شعرم 

گفت :نگران مباش

من نامه ات راتاعرش خدا

خواهم رساند

اما هیچ می دانی؟

که کسی خدارانخواهددید…

تعهدی نیست 

که نامه راخوداش بگیرد؟

گفتم :قبول!

توپروازکن …

پرنده ی الهام پروبال گشود

فردایش بادردنامه ام برگشت…

انتهای نامه

منشی درجه چهارم دفترخدا

عبیدنامی 

نوشته بود:به عربی بنویس

ابله!

به عربی بنویس

این جاکسی کوردی نمی داند

نامه ات هرگزبدست خدا

نخواهدرسید

برچسب ها

مطالب مشابه...

0 افکار در “دو شعر از شیرکو بیکس ترجمه: خالد بایزیدی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات