تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از موسی توماج ایری

دو شعر از موسی توماج ایری
شعر اول

انجیر کهنسال
در آن ظهر دم کرده
دخترک
از حیاط خاک‌آلود تابستان گذشت
تابی پوسید
و قلبی خشکید
بر تنه‌ی انجیر کهنسال
*
شب از راه رسید
حیاط خلوت بود
آنسو در باغ
جشنی برپاست
میوه‌های ممنوع درشت می‌رقصند
و انگشتان گناه بی‌تابند
فاصله‌های ناکامی، طولانی
چراغ‌های انتظار، خسته
و پرده‌های امید تاریکند
*
نیم‌شب است
همه در خوابند
در باغ رویا
دری باز شد
پیکری درون خزید
و چشمهای براه عطشناک
از چشمه‌سار لذت سیراب شدند
بناگه
رعدی جهید
و عریانی سطوح تب‌آلوده را فریاد زد
پرده‌ها بالا رفت
حیاط خلوت بود
باران می‌بارید
و ته‌مانده‌ی خاطرات شیرین را
از تنه‌ی انجیر کهنسال می‌شست

شعر دوم

گوش کن!
می‌شنوی؟
زمان مرد
جهان ذره شد
سکوت، بی‌کران
بیا!
می‌بینی؟
ترکِ تخم حیات
آبی، آسمان
آرام، زمین
من خاک خدا
من آب خدا
من باد خدا
هست
هست
هست؟

برچسب ها

مطالب مشابه...

2 افکار در “دو شعر از موسی توماج ایری”

  1. م کیوان گفت:

    بااحترام- بسیارزیبابود. شعراول ان بسیارخاطره برنگیزنیزبود!
    جناب توماج ایری، می دانی، تو مرابیاد یک ایری دیگر می اندازی(سخن و..) او اکنون باید، مثل من کمی کهنسال شده باشد. هرجاهست بسلامت باشد:
    جمیله دختر ترکمن
    غم مخور، نترس
    دنیا به اخر نمی رسد
    به چشمان من نگاه کن، ترکمن
    این دنیادرست می شود
    (بودنیا دوغور بلور)
    غم نخور
    (غم ایمه)
    ….
    _____
    پیروزباشیدجناب ایری گرامی

  2. نیکنام گفت:

    تصویر در هردو زیبا بود و زیبا رسم شده بود
    ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات