تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از نادر احمدي (شعر افغانستان)

دو شعر از نادر احمدی
شعر اول

شب
در خیابان تاین
آرام تر شده است
خواب عمیق خاکستری اش
روی برگ ها و چمن ها دیده می شود

دلتنگی اش را می شود لمس کرد
دیوار سفیدی است
که مورچه ی کوچکی را لو می دهد

خانه ی رو به رو
با کرکره های کشیده اش
مثل گربه ی مغمومی
زانوهای خود را
بغل کرده است

“جاش”
با همان دندان شکسته ی بالایی
که لهجه اش را غلیظ تر می کرد
از این جا رفته

و توله سگ هایش
که تا نیمه شب پارس می کردند
و گربه های رنگ شتری را
از خواب خاکستری می کندند
حتی
آواز جیر جیرک ها را

می نوشم
از آرامشی که خیابان تاین را به خواب بند زده
و به اندازه ی خانه ی رو به رو
دست ها و زانوهایم را به نوستالوژی

چرا
گذشته را
چون گلوله ای که دیگر بر نمی گردد
رها نمی کنیم؟
٠٢/٠٣/٢٠١۵
شعر دوم
لازم نیست گلوله باشی
یا انگشتی
که روی ماشه ای نشئه می شود
و سینه ای که در میان جمعیت
ثانیه ای انفجار را پنهان می کند

این جا
زمین هم راه می افتد
و آنقدر ما را در عصاری خود می چرخاند
که فقط صدای مان از خاک بیرون می ماند

در این خاک
برف هم
از دنده ی چپ اش بلند می شود
انگار زمستانی است که دود کش داغی را می بلعد

یا اتوبوس
که ناگهان خود را چپ غلط می زند
و سی و یک جفت چشم هلالی را
با آن صورت های استخوانی و گرد
به سمتی می برد
که هیچ بادی از آنجا بر نگشته است

این جغرافیا را چگونه تغییر بدهیم
که وقتی لاک پشتی وارونه شود
احساس کنیم
آفتاب هم از ما رویگردان خواهد شد
٠۵/٠٣/٢٠١۵

برچسب ها

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “دو شعر از نادر احمدی (شعر افغانستان)”

  1. مریم گفت:

    سلام
    خیلی قشنگ بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات