Warning: ksort() expects parameter 1 to be array, object given in /home1/avangard/public_html/wp-content/plugins/bbpress/includes/core/template-functions.php on line 316
دو شعر از نعمت مرادی | سایت ادبیات پیشرو ایران آوان گاردها

تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از نعمت مرادی

 دو شعر از نعمت مرادی

 شعر اول:

دوستت دارم را
تقدیم به خودم می کنم
بخاطر تمام شب های بی سیگاری ام
شب های که از سقف اتاقم درد می چکد
وبا عنکبوت اتاقم تا خود صبح روی فلسفه شطرنج بازی می کنیم…
وبه لب های پنهان نیچه شک می کنیم
روی همین پنجره غمگین
همین شیشه بخار گرفته
با انگشتم زنی را می کشم
که دوستم ندارد رابلد است
دیوارها ی همین اتاق از صدایش تشنج می گیرند
من /دیوار /پنجره/عنکبوت
کلماتی افسرده هستیم
در دهان همین زن

شعر دوم:

روی مو هایت گریه می کنم
روبه افتاب چشمانم را می بندم
وبه گنجشکانی که می خواهندبیدارت کنند
سلام هم نمی کنم
رنگ چهر ه ات چقدر پریده عزیزم
چقدر صندلی ها خالی اند
فقط من وگنجشک ها موهایت را تشیع می کنیم
باد خاک را به هوا می برد /وتوی صورتم می ریزد
کنار جنازه ات دراز می کشم
تا تنهایی ات را فراموش کنی…
شبیه همه خوابیدن ها
زمانی بازو هایم /اشیانه کوچکی بود
برای گریه کردن ها/نخندیدن ها
وگناه نکرد ه ات در صبح گند م زار
عزیزم جنازه ات که پوست بیندازد
مردم روستا هم
کمی ارامتر خواهند شد

برچسب ها

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “دو شعر از نعمت مرادی”

  1. فتی معطوفی(م کیوان) گفت:

    بااحترامی خاص-برای صراحت این شعر، بخصوص شعر اول ان..، عمیقا ان رادوست داشته وباان رابطه ای نزدیک یافتم! این “صراحت ها”دوست داشتن خودباارزش انسان(هرکسی خودرانیز..)، ودراعلام نظرصریح ان زن و..بودند. زیبایی دیگرشعراول هم نشینی قلم ونوشته ها(درشبهای..)با نیچه بود. زیرا، به کار وزن سنگینی می داد. درحالی که این دو کارمتفاوت””وبقول صریح نیما..”طبیعی بیرون اورده شده بودند. لیکن، من شعر اول را، برای بیان بی واسط ومحکم ان.. پسندیدم. سبز باشید. م کیوان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات