تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از کام بخش نیکویی(افغانستان/کابل)

دو شعر از کام بخش نیکویی(افغانستان/کابل)

فرجامین شک

به هنگامی که ده
در عمق فاجعه باد
نفس در نفس
کلبه شب گرد باد را
در تاکستان‌های هزار پاره انجماد آدمی
برپا می‌کرد
و در وزش باد
خط میانه آسمانی
به شرم ساری سیاره‌های مقابل خورشید
در جست‌و‌جوی
فاجعه باد راهی شده بود.

به هنگامی که
تن در برهنه گی تمام شب
راهی تاکستان‌های
در رگه‌های بریده باد
در وزش یک فرجام
در فرو ریزی یک متن
و در فروکاوی نقشی به امتدادی نفس باد
که در فرجامین شک
در خم و پیچ دیده گان آسمان
در نوری فرو می‌رفت.

به هنگامی که هر کس
در شبی میان ستاره‌ها
تبخیر می‌شد
و امواج پر درخششی را
می‌ان رفت و آمد‌ها
در کنار جاده‌ای از
فاجعه
رنگ هستی می‌زد.

این دایره و این خطوط شب کشیده‌ای
می‌ان باد‌ها
برفراز کوهی از نابودی شب
ماه را تحقیر نمی‌زدند
و خورشید را تلنگری که
آدمی تعریف شود.

مهر ۱۳۹۲ خورشیدی

 

نام‌های متروک جهان

 

به گمان اغلب
فراموشت کرده بودم
ای آسمان!
ای صاعقهٔ رقاص خانه‌های شهر!
از حضور مبهم هستی نور نبودی
نمی‌دانم
این بار روایت شده
این بی‌نامی نام‌های متروک جهان
که با چشم‌های خسته
کنار رودی میانهٔ ابری
از سیاهی بی‌آلایش شب
خسته و رخوت زده محوه می‌شویم.

و تو در میانهٔ کلامی
سوار بر ابری و آسمانی
ظاهر می‌شوی با مشتی از نومیدی‌های یک مسافر و
هم چون منظره‌ای از آب چاله‌های پامیر
که نگاه‌های مبهوت شده آدمی
انگار نومیدی آدمیان
در خوابی روایت می‌شوند.

امروز بر تو خیره می‌شوند؛
هم جهان و هم خدا
و بر خطوط کشیده سیاهی تنت
روایتی می‌زنند
به نام، نام‌های متروک جهان!

نمی‌دانم، من در جهانم یا جهان در من
به گمان اغلب
فراموش می‌کنیم که خود روایتیم!

شهریور ۱۳۹۲ خورشیدی کابل

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “دو شعر از کام بخش نیکویی(افغانستان/کابل)”

  1. سید سرله حسینی گفت:

    کارخوبی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات