تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

یک شعر ار صلاح شوان ترجمه (از کردی): م. سامال احمدی

صلاح شوان

ترجمه: م. سامال احمدی

 

صلاح شوان سال ۱۹۴۷ میلادی در کرکوک دیده‌ به‌ جهان گشود.

در سال ۱۹۷۸ میلادی مجموعه‌ شعری از او منتشر شده‌ است به‌ نام «معشوق من قاصدکی نیست در پائیز».

در سال ۲۰۱۲ مجموعه‌ داستانی از او منتشر شده‌ است به‌ نام «دورترین ستاره‌».

در سال ۲۰۱۳ نیز مجموعه‌ شعر دیگری  به‌ نام شبی از «شبهای سیمرغ» منتشر کرد.

 و اینک یک شعر از او:

 

پرومیسوس به‌ آسمان نگاه‌ نمی‌کند.

 

میان غم هنوز نرسیده‌ی‌ این فصل

می‌نشینم

         و می‌بینم

چگونه‌ از من نعلی سرخ می‌سازند

برای این شبها

چگونه‌ میخکوب‌ام می‌کنند بر کفشهای هولاکو

            ومن چیزی نمی‌گویم

میان کلمه‌ی سرآغاز همه‌ی کلمات

سر بر زانوی‌ام می‌گذارم

و به‌ هیچ سویی نگاه‌ نمی‌کنم

شب می‌آید و می‌رود

و روز هم از پس آن

خواب می‌آید و می‌رود

و غم نیز از پس آن

               می‌آید و دیگر نمی‌رود

 

سرم در پی خوابهای‌اش

می‌رود و بر نمی‌گردد

دست راست‌ام را

به‌ دنبال‌اش می‌فرستم

                    برنمی‌گردد

منتظرم..

عطش آرزوی بیابان

به‌ بازی می‌گیرد تن خسته‌ام را

                   و من چیزی نمی‌گویم

ساکت مباش

در این شب زنگار

سواری سیاه‌پوش و تار

بر پشت اسبی سیاه‌، برای‌ات آفتاب می‌آورد

ساکت مباش

اگر تو بر زبان نیاوری سخن

شهر خالی می‌شود

آب به‌ آسیاب نمی‌رسد

آب تر نمی‌کند لب خشک نازنینان را

            ساکت مباش

 

-===================‌ * ===================

منبع: نه‌وشه‌فه‌ق، کۆواری ئه‌ده‌ب و ڕۆشنبیری، ژماره‌ ۶۲، تشرینی دووه‌می ۲۰۰۸، چاپخانه‌ی ئاراس، هه‌ولێر

 

 

 

مطالب مشابه...

0 افکار در “یک شعر ار صلاح شوان ترجمه (از کردی): م. سامال احمدی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات