رفتن به بالا
  • سه شنبه - ۳ تیر ۱۳۹۳ - ۰۹:۴۱
  • کد خبر : ۳۵۹۳
  • چاپ خبر : شعری از ناظم حکمت  ترجمه: شادی سابُجی

شعری از ناظم حکمت ترجمه: شادی سابُجی

۲ اکتبر ۱۹۴۵

شاعر: ناظم حکمت

مترجم: شادی سابُجی*

 

می وزد باد

و می رود باد

این باد هرگز دوبار

شاخه ی گیلاس را متوازن نمی کند

پرندگان چهچه زنان

در میان درخت

با بالهایی پر از خواهش پرواز

اما در بسته است

باید آن را هل داد

آن که من می خواهم  تو هستی

تا زندگی ام زیبا

و دوستانه

و سرشار از عشق مثل تو باشد

میدانم، هنوز تمام نشده

ضیافتِ بدبختی ام

این نیز روزی به پایان خواهد رسید …

 

منبع: از کتاب برف می بارد در شب و سایر اشعار، انتشارات گالیمار، سال ۲۰۰۲، صفحه ی

۲ اکتبر ۱۹۴۵

شاعر: ناظم حکمت

مترجم: شادی سابُجی*

 

می وزد باد

و می رود باد

این باد هرگز دوبار

شاخه ی گیلاس را متوازن نمی کند

پرندگان چهچه زنان

در میان درخت

با بالهایی پر از خواهش پرواز

اما در بسته است

باید آن را هل داد

آن که من می خواهم  تو هستی

تا زندگی ام زیبا

و دوستانه

و سرشار از عشق مثل تو باشد

میدانم، هنوز تمام نشده

ضیافتِ بدبختی ام

این نیز روزی به پایان خواهد رسید …

 

منبع: از کتاب برف می بارد در شب و سایر اشعار، انتشارات گالیمار، سال ۲۰۰۲، صفحه ی

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


۲ دیدگاه برای “شعری از ناظم حکمت ترجمه: شادی سابُجی”

  • شعر ناظم حکمت می توانست سرمشق ارزنده ای باشد برای شاعران ما، و متاسفانه نشد.

    مرسی شادی عزیز با ترجمه ی ریتمیک و جاندارت. و عجیب دل بستی به ترکی درد کشیده اما شادمان.

  • فتی معطوفی(م کیوان) says:

    بااحترام- این شعر هم عاشقانه وهم اجتماعی ست. این شعر می تواند منبع الهامی برای باختگی… ادبیات کنونی ما باشد! م کیوان