تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

فرانسیس پیکابیا و شعرهایش/ مترجمین : شهاب الدین قناطیر ، نوید دیده بان

فرانسیس پیکابیا و شعرهایش/ مترجمین : شهاب الدین قناطیر ، نوید دیده بان

بر نوشت :                                

فرانسیس پیکابیا ، ( francis picabia ) در پاریس زاده شد ، بیست و دوم ژانویه ی ۱۸۷۹ در خانه ی خیابان هشتاد و دوم پِتی _ شان ۱ ، که همان جا هم در گذشت _  سی نووامبر ۱۹۵۳ .

پیکابیا از بسیاری جهات یک واکنش گر حقیقی بود : واکنش به هنر ، اتفاقات ، به دوستان ، دشمنان ، و سر آخر خودش .

برای پیکابیا نویسنده و شاعر بودن از ” کسالت“ مایه می گیرد _ ضعف اعصاب ، اعتیاد ، افسردگی ، بعلاوه ی دوره های گذرا سرخوشی . در سوئیس _  ۱۹۱۷ _ وقتی دکتر از نقاشی کردن منع اش کرد نخستین شعرهایش را نوشت ، که عامدانه عجیب و مشکل اند _ روایت ها حذف یا پنهان گشته و اسم و صفت ها تغییر نقش هایی ناگهانی به خود می گیرند . علارغم حالات ملوّن او ، دوره های کاریش را می توان به” پیش از دادا ، دادا ، بعد از دادا ۲ تقسیم کرد . هر چه بیشتر به سوی دادا پیش رفت و نوشت به این معنی بیشتر نزدیک شد : نفی هرگونه مشارکت ، برای رسیدن به انواع دیگری از ارتباط با زبان .

هیچ کس از میان دادایست ها به اندازه ی او با ”خودکار _ نویسی ۳ “ عجین نبود ؛ شعر او با هیچ ادبیاتی نسبت خونی ندارد ، تنها سرنخ ها مربوط می شود به کتاب حکمت شادان فردریش نیچه ، اگو و خودیّت اش از ماکس استرنر ۴ و فرهنگ دستی لاروس .

تریستان تزارا در باره اش می گوید : پیکابیا زیبایی را نابود کرد و با پس مانده هاش کارهایش را ساخت .

پانوشت های بر نوشت :

 

۱ _ Petits Champs

۲ _ PRE-DADA , DADA , POST-DADA

۳ _ Automatic writing

۴ _ max stirner      

 

 

 

”ذات الریه“۱

با من بگو!

سی و سه ! سی و سه ! سی و سه !

با من بگو !                 سی و سه!          

 سی و سه ! سی و سه ! سی و سه ! ۲

جوهر حساب!

فروخورده در تاریکی اش ،

شگفتی یِ حسابگرانه ی فرضیات

از قول های بی شمار و فرجامی محتوم

پیش چشم های سیاه سوسوزن ، سی وسه !

شگفتا ! نرد بخت طاس های جفت می ریزد ،

چونان که ما

در ورطه می جوییم

راز گاهواره را . ۳

”هنر“ : ” آنان که نمی دانند ، هرگز نخواهند دانست . “

…………………………………………………………………………………………………………………..

” شعر برای آنان که نمی دانند . “

پاچه ی گوساله ی سرخ شده ، بعنوان پیش غذا . بدون چاشنی پخت شود ( نگاه کنید به صفحه ی ۲۰۱ ) : استخوان ها را درآورید ، و پاچه ها را چند تکه کنید ؛ در خمیر بخیسانید یا با خرده های ِ نان بپوشانید و سرخ کنید ( به سر گوساله ی سرخ کرده نگاه کنید ) .

فرانسیس پیکابیایِ الکلی

باکره ی مقدس

می رقصد تانگو

با قلتبان اعظم ۱

 

این آواز من را بس خوش می کند ؛ باکره ی مقدس فی الواقع ، مادرخوانده ی ۲ حقیقی هرزه گان است . باکره ی مقدس از شیشه ست ، نوری که از میان اش می گذرد ، ردّی نمی گذارد ؛ ” یوسف “ آفتاب حقیر ظهر ست . ۳

مادام که این سطور را می خوانید ۴ ، لطفا به آب گیلاس مِک بزنید .

[ بی عنوان ]

 

یک راه برای نجاتت

هست : شهرتت را فدا کن

 آن روز مردی دیدم که ادعا می کرد خلبان ست ؛ بعد فهمیدم دربان آسانسور بود .

 

 

پریده رنگ ها

وجود های بی علاقه به خرج دیگران زندگی می کنند ، جشن می گیرند دیوانگی یِ کار و حظ انقلابات را ، چونکه نمی خندند ، همه اش ، بغبغو می کنند .

آگهی

 

اعتماد به قلب ِ کسی

اطاعت از پدر بزرگ اش ست .

الکل ِ روحانی ، انسان را نفله می کند.

انگلستان بر هند سلطه دارد ،

کمونیست ها می خواهند بر بورژووا ها فائق شوند . . .

سوررئالیسم . . .                                                              کمونیسم . . .

سفید                    خاکستری می سازد . . .                     سیاه

قرمز نرّه گاوها را تحریک می کند . . . بنظر می رسد . . .

بیا برویم ، سمتِ بیابان طعم خوش ۱

 

ذائقه ، چیزی خوش ! شراب های گوارا ! سخن پراکنی ، کام یابی ، گروتسک ِ تنومند و هواخواهی یِ قومیتِ۲ هر کسی ، برای آبرومندی _ من کلام ام را نمی بخشم به آن ، جز به ریا _ این ها برای من محسوساتی از نفرت اند ، همنشین ِ۳ تهوعات . یک خوک ِ شیرخواره شفقت ام را از هر یک از اعضای شورا بیشتر بر می انگیزد ، وَ تلخی ی ِ گزنده ای به معده ام می دود هنگام که به بوقلمون ها ، طاووس ها وُ غازهایی نظر می کنم که بالا دست ملّت اند .

حس بلند آوازه ای از توظّف ، آب پَز شده به آموزشی شکیل ۴ ، نجبایی گرفتار اسهالی مدام که دهان شان را از بوی گند می آکند ، چه که هیچ نیستند مگر لاشه هایی خانگی ، در برنز یا مرمر ، میان میادین عمومی شهر : عیسی مسیح اعلا ۵ ، ناپلئون حال خراب کن ۶ ، اسپینوازی کسل ، نیچه ی خود ارضا ۷ ، لوترآمون لوطی ۸ .

سیاستی که تمامأ جِلفی را تشریح می کند ، بالُنی از هوای داغ که ذکاوت شماست _ شهره ی آفاق ! ، مغز هاتان جرس۹ هایی برای اُشتران و کُروکودیل ها ، خِشّ و خِشّ عبارات تان آویزان شماست ، چون زنگله۱۰ هایی گردن آویز ماده گاوان ، که می جرنگد آن هنگام که از کوهستان تلقینات فرود می آیند .

ابر زنان ، ابر مردان ، فرو زنان ، فرو مردان ۱۱ : گیس تان سفید خواهد شد وُ گمانها تان در کام ابهام .

گمان های قلب ، گمان های روح ، گمان های مغز ، هیچ نیستند جز تقابلات خود به خود شیمایی ، جریانی که این گمان ها در شما به کار می اندازد ، از خورشید یا ماده خرسی ست سترگ ، ماده خرس از بر می خواند ، خورشید از بر می خواند ، و ما از بر می خوانیم ، هضم کرده ها و رویِ دل مانده هامان را   ۱۲ . تشعشعات فکرتان _ بانو خواننده گان عزیز۱۳ ! ، که می تواند خلاف ِ علّت یا خلاف ِ حقیقت باشد ، همگی پیمان هایی اند در باب ” مطلق ۱۴“ ، که هیچ نیستند جز پیمان .

آسمان قایم شده پشت گُرده ی ما ۱۵ ، می کشیم اش که زورمند تر شویم ! چه خبطی ! ” کارپنتیه ۱۶“ از طفلی دوساله قوی تر نیست ، زمان و مکان پایابی یکسان دارند ، یک زن _ درشت ، نزار ، پیر یا جوان _ همه یک چیزند.

شما می جویید در حرکتی مدام ، در مسافرخانه ها ، پاگردهای خیالین ۱۷ .

چه جنونی ۱۸ !

پانوشت :

ذات الریه :

۱ _ PNEUMONIE ” : این شعر را پیکابیا به پسر بزرگ اش ( پانچو گابریل فرانسوا ) تقدیم کرده ، پانچو در اواسط مارچ بیمار بوده ؛ دکتری فرانسوی بر بالین او برای تشخیص ذات الریه انگشتانش را روی سینه ی او می گذارد و  از او می خواهد عدد ۳۳ را تکرار کند.

۲ _ ارجاعات متعددی به مسحیت و نمادهای فراماسونری همزمان در این شعر وجود دارند ، سن رمزی استاد ماسون سی و سه سال است همچنان که مسیح در سی و سه سالگی مصلوب می شود. در شروع شعر عدد سی و سه هفت بار تکرار میشود ، در تصلیب مسیح هفت نقطه ی بدن اش زخم شده است . در یوحنا نقل از مسیح است که ” کسانی شایستگی خواهند داشت که در لباس سفید کنارش گام بردارند “ ، چنان که لباس دکتر هم سفید است و الخ .

۳ _ énigme du berceau : اشاره دارد به سخن گفتن عیسی در گاهواره که باعث نجات مریم از حکم سنگ سار می شود .

باکره ی مقدس . . . :

۱ _ grand julot

۲ _ véritable patronne

۳ _ Joseph est un petit soliel de midi

۴ _ این سطر پیکابیا حاضر می کند آن چه را دانش آموزان فرانسوی بر پیشانی ی ِ برگه های امتحان خطاب به استاد می نوشتند ؛ ” لطفا بخوانید ! “

بیا برویم ، سمتِ بیابان طعم خوش :

۱ _  partons dans le désert du gout

۲ _ معادل برای nationalité

۳ _ همنشین اینجا در معنای ” ملازم و همراه “ به کار رفته است :

de sensations de dégoût,. . .

accompagnées de nausées . . .  

۴ _ معادل برای bonne éducation

۵ _ معادل برای Jésus Christ Stradivarius

Stradivarius ( استرادیواریوس ) : از انواع ویولن ، ویولا ، ویولن سل و دیگر سازهای زهی که توسط خانواده ی استرادیواری بویژه ” آنتونی استرادیواری “ در طول قرن ۱۷ و ۱۸ ساخته شده است . بر اساس شهرت این خانواده و کیفیت برتر صدای سازهایشان  عنوان ” استرادیواری “ برای بیان نمونه ی عالی و اعلای هر چیز بکار می رود .

۶ _ Napoléon l’emmerdeur

۷ _ Nietzsche l’onaniste

۸ _ Lautréamont le sodomiste

کنت لوترآمون : متخلص به ایزیدور لوسین دوکاس ( ۱۸۷۰_ ۱۸۴۶ ) شاعر فرانسوی زاده ی اروگوئه که اثرش آوازهای ” مالدرور “ که داستانی شاعرانه یا شعری ست به نثر منبع الهام بسیاری از سوررئالیست ها از جمله دالی ، برتون ، دوشان ، من ری ، ارنست و دیگران بوده است .

۹ _ معادل برای grelots : جرس اینجا معادل زنگ ، زنگوله ، زنگله (متن اللغه) / زنگ که بر گردن چارپایان بندند ( أقرب الموارد ) .

۱۰ _ معادل برای cloches

۱۱ _

‹. . . . . .Sur femmes, sur-hommes, sous-femmes, sous-hommes

۱۲ _

nos digestions et indigestions . . . . . . ›

۱۳ _ معادل برای chères lectrices

۱۴ _ معادل برای absolu

۱۵ _ ‹. . . Le ciel est couché sur notre dos . . . ›

۱۶ _ جورج کارپنتیه ( ۱۹۷۵ _ ۱۸۹۴ ) : بوکسور فرانسوی ، او در زمان سرایش این شعر _ ۱۹۲۰ _ قهرمان میان وزن جهان بود .

۱۷ _ معادل برای des paliers imaginaires

۱۸ _ معادل برای quelle folie

 

منابع :

۱ _

I AM BEAUTIFUL MONSTER , FRANCIS PICABIA ,

 translated marc lowenthal

۲ _

JÉSUS – CHRIST RASTAQUOUERE

۳ _

Choix de poèmes par Henri Parisot, Paris, Guy Lévis-Mano, 1947

۴ _

Poèmes et dessins de la Fille née sans mère, Lausanne, Imprimeries réunies, avril 1918

 

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “فرانسیس پیکابیا و شعرهایش/ مترجمین : شهاب الدین قناطیر ، نوید دیده بان”

  1. مهران آبادی گفت:

    درود به شهاب قناطیر گرامی که هماره در معرفی شعرای خاص و ترجمه ی اشعارشان مدد -رسان بسیاری بوده است و جای تقدیر دارد که تلاش ایشان را بها دهیم و درود خود را نثارش کنیم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات