تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

مجموعه شعر«پانتومیم»از اسرارحامدمقتدر (افغانستان)

مجموعه شعر«پانتومیم» از اسرارحامدمقتدر (افغانستان)

 

مشخصه

گونهی اثر : ادبی«شعر»

نام : پانتومیم

خالق: اسرارحامدمقتدر«وستا»

ناشر: نشر کتاب پگاه

حروف نگار: فتانه‌حسن‌زاده

ویراستار: اخترسهیل

طراحجلد:ح.وستا

تاریخ نشر :۲۰۱۴

hamidmuqtader@gmail.com نشانیالکترونیک

 

دو شعر از این مجموعه:

دوم یک ستاره

 

هنوز از سرم نمی‌روی با دهان کشیده‌تر از

خودت از دیواری که چشمم افتاد / از تو که

دیوار٬ دیوارم می‌کردی از من از تو

و سنگین این سر نا اهل دلم را بالا می‌آورد

و روی نیم‌کت اتاق وقتی می‌خوابیدی از شب

/ بلند می‌شدم با ریسمانی که تو را آویزان

شوم از گنگ‌ست / از سرم که روی هیچ‌مردی

نیندازی‌ام

و خودم را می‌کشم / از تو دست می‌کشم پا

می‌کشم / از دخترانی که رویت را می‌گردانی

از من / و روزی کهولت این بومی‌که قرار است

من باشم دم در خواهد ماند / و درخت٬ درخت

خواهم کرد که درد هیچ‌کس را نخواهد خوابید

اصلن من یعنی پرنده یعنی سرم زیر بالی که

ندارم خواهد رفت

و تو همیشه مردی

از همیشه مردی

از گیتاری که از آن‌طرف حیاط زنی از پشت

استخوانش می‌زند / دلت را در هیچ‌طرف این

حیاط نخواهد برد

و تو مردی از جنس طولانی‌ت / که سرم را از

من از دیوار باید ببری تا دروازه تا چانه‌ی که

با مرگی خواهم زد / و تو هنوز خوابی سنگین

سنگین

من از این‌جای زمین با اطراف سفیدی که دارم

و این نیم‌کت که بوی آدم می‌دهد حرف می‌زنم

در سفیدی این شب نگرانم و چین پیشانی‌ام

را لا به لا برمی‌دارم که نجابت یعنی باید بمیری

و مردم شب قبل وقتی خوابی عمیقی از تو در

نهایت یک وحشیانه‌ات از من ریخت / تو بلند

بلند باتومت را می‌آوردی در من و من از تو از

تمام متنفرم پایت را می‌بوسیدم

و لطفن یعنی این که خواهم مرد

عه

این لب وامانده نمی‌گذارد از تو از تمام یک

مردانه‌ بگویم / و روی مردانی که دراز کشیده

بودم خمیازه‌هایت را حساب کنی / من می‌میرم

تو بزرگ نمی‌شوی

و اول ماجرا تا نیمه‌های اتاق هنوز تاریک است

تو مردی

شما بخواب


 

سوم یک ستاره

 

من از بافند‌ه‌های خیلی خیالی‌ام که تو را از

شب‌ها در رخت‌خوابم دراز می‌کنم / و خودم از

مویی که دارم سرم را می‌کشم از شانه‌ی پدریم

من یعنی باید بزایم زیر دردهایم و تو یعنی

بخوابی در خر‌هایت که هفت‌خانه آن‌طرف‌تر از

خواب بپرند از تو از من وقتی صدامان در جیب

هیچ‌کس جا نمی‌شود / وقتی که تو از خواب

برگشته باشی از نشه‌های شبانه‌ات

اصلن من یعنی درد می‌کنم از عضلاتم

از تو یعنی شاعر باشی که روی نیم‌کت

از من دراز شوی و قلیان چاق کنی /

تو از من شروع می‌شوی از همین اتاق

که چند روز بعد خواهد افتاد از سرم و من٬

تو همیشه‌ مردنی‌تر از توییم / و اصالت

ماجرا دم درازی دارد از این‌جا که شب‌ها

درست نمی‌خوابم و روزها تو نمی‌گذاری

سرم لای بالم بکنم / که زندگی حداقل

مردی باشد از تمام رویاهای تحقق نیافته‌ام

تو بلند می‌شوی و من از تو بلند می‌شوم

سرم به دیواری که نزدیک همین‌در است

می‌خورد و می‌افتم در کلماتی که رجزهایت

را می‌کشد / و ما از هم‌دوریم دورتر از تمام

زمین که ادامه‌سنگینی دارد

و تو هنوز مردی از نرینه‌های شبانه‌ات که

هیچ‌ زنی از من٬ از تو نخواهد ماند / ما دوتا

می‌شویم در عبارت یک طویل / و استخوانت

را شبی از شب‌ها در همین کوره در خواهم رفت

تو بزرگ می‌شوی از من / و من تهی

می‌شوم از شکلت

حتا از مری‌ات

تو نمردی من سرجایم هستم

و هنوز بوی نحسی از یک راهه می‌آید

و عضلاتم کرخت شده‌اند از تو که دیشب

سرم را چهار کوک انداختی

وقتی من می‌میرم

تو در من خواهی مرد / از ضربانت

از نفسی که هنوز افتاده‌ی

درست‌تر خواهی افتاد

برچسب ها

مطالب مشابه...

0 افکار در “مجموعه شعر«پانتومیم»از اسرارحامدمقتدر (افغانستان)”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات