تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

دو شعر از مهری محبّی (مهرسا)

دو شعر از  مهری محبّی (مهرسا) کنتاکی، آمریکا

یک سال نوری

 

سخت است،

نه،

      محال…

«بمیر از آنجا

سبز شو کنج همین دیوار!»

… گوش هایم زنگ می زند گاهی

صدای قدم هایت هنوز…

 

نمی شود،

حتی پدربزرگ صد ساله ام

سی سالگی اش را هرگز از یاد نبرد!

دلم کمی آلزایمر می خواهد

                                 … و «تو»یی که شبیه دیروز نیست!

 

جمعه

 

باران می آید،

دلم یک جرعه خیابان ولیعصر می خواهد

و توهّم دستانت

… کوچه هایی که هرگز بن بست نبود!

الفبای آشنایی،

و چشمانی نجیب،

باران می بارد،

فقط

یک دل سیر امامزاده صالح… !

…بوی باران می آید

نه بوی سبزه،

نه بوی خاک،

بوی تمدنی خوره وار به جان تنهایی ام!

خاک می خواهم

… خاک،

و «تو»یی که در انتهای مینی بوس صندلی ات را به من تعارف می کنی…

مطالب مشابه...

يك ديدگاه “دو شعر از مهری محبّی (مهرسا)”

  1. مهرای گفت:

    همچو بودی در تمدن عُریان

    تک درختی در شهر غریبان

    همسایهٔ سنگ صبور تو و آن

    نیست دیگر کُلبهٔ مردمان

    تَنت در پستی دیدار هرزگان

    پُشتت خمیده ز رنج بیپناهان

    مرا این جوانی بود و پیر آن

    تو را و بیهوده ما را جهان

    سپید و سیه مراست رنجان

    گویی مرا نیز رنگین خزان

    مرا و تو را بودیم یکان

    رنجِ بیگنج و دل را خونین چکان

    دلی نبود ز بَرِ مهربان

    سپهری نبود ز مهر تابان

    جوانی بیهوده فرسودیم و ارزان

    فروختیم عشق را بر دلبَران

    معنای زندگانی و رنجبَران

    همی آیا سر آریم عمر و زمان؟

    این آمدن و رفتن از چه بهرمان

    تن همی خاک و جان را گمان؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات