رفتن به بالا
  • یکشنبه - ۱۲ شهریور ۱۳۹۱ - ۰۷:۲۰
  • کد خبر : ۷۹۵
  • چاپ خبر : نوشت سرنوشت (نگاهی به مجموعه شعر محمدحسین مدل)

نوشت سرنوشت (نگاهی به مجموعه شعر محمدحسین مدل)

 

منصور خورشیدی

خوانش مجموعه شعر «کنار جدایی » از: محمد حسین مدل

شاعر مجموعه های: «گفت وگوهای بی دیدار»، «لحظه های بی وقت»، «کنار جدایی» و «افشای بیداری»

       منش شاعرانه را می توان از زبان شعری درک و دریافت کرد که مخاطب را دعوت به دیدار درون کند . از پدیده های موجود نشانه دهد تا خواننده را با همین نماد ها به ذهن و زبان شاعر برساند.

  از حرف هایت چهره ای می سازم / تا دیدنی شوی / تو در تمام زمان پیدایی و من / در تمام زمان پنهان /           صفحه ی : ۱۲

    پیش از این در بر رسی دو کتاب ” لحظه های بی وقت ” و ” افشای بیداری ” نوشتم که زبان شاعرانه ی محمد حسین مدل، نه ساده است و نه پیچیده، نه فلسفی است و نه عرفانی، شاید همه ی این ها باشد. اما هیچ کدام این ها نیست بلکه شعر است!

       شعر های مدل، عنوان شعر حجم دارد، اما به هیچ مکتبی وابسته نیست. اصولا دوست ندارد  مکتب سازی کند. گاه بر سر حرفی از مانیفست  ” شعر حجم ” از آن سوی آب های دور و نزدیک، بی فاصله یا با فاصله، تلفنی یا حضوری مرا به حرف می کشد.

        معنای حرف من این است که شاعر با خلق و آفرینش شعر در فضای مدرن سعی دارد که بی رابطه خود را نشان دهد و مخاطب حرفه ای یا آماتور را دعوت به نوعی از خوانش جدید در شعر کند و ” خود حرفی نگفته باشد “

     اول عادت به عقیده / دوم عقیده به عادت / سوم نگاه به حرفی که از راه می رسد / و آخر حرفی غیر / که غیر نشنود       صفحه ی : ۲۸

    یعنی این حرف نه تو خوانی و نه من ، وقتی :

        حرفی به شکل شعر را / شعری به شکل حرف / بی وقفه می جود                صفحه ی : ۱۱۴

     شعر های مجموعه ” کنار جدایی ” به گونه ای کنار هم نشسته است که هر کس با هر سلیقه و ذوقی می تواند دریافتی متنوع از آن داشته باشد . شاید به تصور برخی به  « شطح عارفان » نزدیک است .

        ” به جست و جوی کسی بودم / آن قدر که / خودم را حتی / گم کردم

یا

    ای سلسله ی رفتن / در رفتن سمتی تا او / که در دوام با او باشد / دائم شو

صفحه ی : ۴۳

           هم خوانی شعر به موازات تاویل آن، مخاطب را به شناخت جسارت های زبانی، اجرای دیداری و نه بصری ، برای درک حضور نشانه ها و درک حقیقی از زندگی و سر انجام به کشف معنا از طریق فرم هدایت می کند، رسیدن به رویکردی تازه از زبان که مدعی حذف فاصله است .

      و آه از بی تو / که هیچ هستم با / تمام این دنیا / تا هر چه دیوار است فرو ریزد / از میان ما /              صفحه ی : ۵۹

     حرکت شاعر فرا زبانی است. او بیان را وسیله ی ارتباط خود با مخاطب قرار می دهد و با حفظ ارزش ها به صورت مستقل از زبان بهره می گیرد.

      خلق رابطه اما در جای دیگر بسته می شود . و پلی می سازد از جان تا راهی تازه باز کند با ” نفس راه ” و ” در راه ” . . .

         و چشم باز /  شکست خواهد داد /  تمام خفتن را                 صفحه ی : ۶۰

     شاعر دریافت های فوری و بی تسکین را در لحظه های نا آرامی برای ورود به دل و درون خود کلید زده و زمینه ی برقراری ارتباط را فراهم کرده است. حتی نوری تابانده و راهی گشوده مسیر حرکت را معین کرده و نماد ها را به صورت برجسته در دل شعر و در عنوان برخی شعرها قرار داده است.

   آشفته از فکر های خودم / وقتی که می شوم / فکر های تو را ورق می زنم

         صفحه ی : ۷۱

یا

  خاموش که می گذرم از این همه آه / گرماگرم سکوت تو فریاد است / ای دائما بیدار / در ان چه منم ! با من / بی من باش         صفحه ی : ۸۲

این مخاطب شعر است که نور را مساوی راه و راه را مساوی حرکت و حرکت را به سمت کانون شعر هدایت می کند . زیرا شاعر یک صدا را برای فرا خوان چندین مخاطب فریادمی زند و رسم این صدا را در کتاب های قبلی خود طراحی کرده است .

 از دایره ی فکر / به راه که می افتیم / به دایره ای بی راه می رسیم /

و حرف هامان به دایره می افتد                صفحه ی : ۸۸

     شاعر ، کتاب را بسته و خود را باز گذاشته است . راهی برای کسانی که با شعر الفت دیرینه دارند . چون شاعر ، زمینه ی پرتاب ذهن و کشف خلاقیت ها را در «نوشت سرنوشت» برای ایجاد مناسبات جدید فراهم کرده است .

 در سینه وقت / با چشم هایی دیگر / نیت آخرم را / در دست های تو می ریزم / و دل می بندم به تو          صفحه ی : ۱۰۴

شاعر «لحظه های بی وقت» سعی در ارائه ی تکنیک قوی و بیانی تازه در شعر دارد، شعری که ریشه در «الیناسیون» حجم دارد . بدعت های زبانی شاعر ، برداشت او را از جهان اطراف گسترده تر کرده است .

 وقت غروب تن / طلوع جان / چگونه هشیار است      صفحه ی : ۱۳۰

یا

” تا تن / به وقت بیداری / بر سکوی هوش بنشیند و / از خود گذر کند     صفحه ی : ۱۲۶

شاعر «کنار جدایی» ها با شعر ایران و شعر مهاجرت آشنایی غریبی دارد . او در فرصت های سریع به شکار لحظه ها می نشیند و خیلی آگاهانه به نفع شعر وارد قلمروی می شود که بگوید

 زیبایی تمام جهان را / پیدا کنیم / و حضور تو حرفی شود /

 برای هر چه سکوت         صفحه ی : ۶۳

   سکوت ، پارامتر زیبایی است. بستری از جلوه های درخشان برای تکوین زبان . و در فاصله ی همین سکوت است که هر بار شعر تازه ای از شاعر خوب «افشای بیداری» می خوانیم.

 

 

منصور خورشیدی

خوانش مجموعه شعر «کنار جدایی » از: محمد حسین مدل

شاعر مجموعه های: «گفت وگوهای بی دیدار»، «لحظه های بی وقت»، «کنار جدایی» و «افشای بیداری»

       منش شاعرانه را می توان از زبان شعری درک و دریافت کرد که مخاطب را دعوت به دیدار درون کند . از پدیده های موجود نشانه دهد تا خواننده را با همین نماد ها به ذهن و زبان شاعر برساند.

  از حرف هایت چهره ای می سازم / تا دیدنی شوی / تو در تمام زمان پیدایی و من / در تمام زمان پنهان /           صفحه ی : ۱۲

    پیش از این در بر رسی دو کتاب ” لحظه های بی وقت ” و ” افشای بیداری ” نوشتم که زبان شاعرانه ی محمد حسین مدل، نه ساده است و نه پیچیده، نه فلسفی است و نه عرفانی، شاید همه ی این ها باشد. اما هیچ کدام این ها نیست بلکه شعر است!

       شعر های مدل، عنوان شعر حجم دارد، اما به هیچ مکتبی وابسته نیست. اصولا دوست ندارد  مکتب سازی کند. گاه بر سر حرفی از مانیفست  ” شعر حجم ” از آن سوی آب های دور و نزدیک، بی فاصله یا با فاصله، تلفنی یا حضوری مرا به حرف می کشد.

        معنای حرف من این است که شاعر با خلق و آفرینش شعر در فضای مدرن سعی دارد که بی رابطه خود را نشان دهد و مخاطب حرفه ای یا آماتور را دعوت به نوعی از خوانش جدید در شعر کند و ” خود حرفی نگفته باشد “

     اول عادت به عقیده / دوم عقیده به عادت / سوم نگاه به حرفی که از راه می رسد / و آخر حرفی غیر / که غیر نشنود       صفحه ی : ۲۸

    یعنی این حرف نه تو خوانی و نه من ، وقتی :

        حرفی به شکل شعر را / شعری به شکل حرف / بی وقفه می جود                صفحه ی : ۱۱۴

     شعر های مجموعه ” کنار جدایی ” به گونه ای کنار هم نشسته است که هر کس با هر سلیقه و ذوقی می تواند دریافتی متنوع از آن داشته باشد . شاید به تصور برخی به  « شطح عارفان » نزدیک است .

        ” به جست و جوی کسی بودم / آن قدر که / خودم را حتی / گم کردم

یا

    ای سلسله ی رفتن / در رفتن سمتی تا او / که در دوام با او باشد / دائم شو

صفحه ی : ۴۳

           هم خوانی شعر به موازات تاویل آن، مخاطب را به شناخت جسارت های زبانی، اجرای دیداری و نه بصری ، برای درک حضور نشانه ها و درک حقیقی از زندگی و سر انجام به کشف معنا از طریق فرم هدایت می کند، رسیدن به رویکردی تازه از زبان که مدعی حذف فاصله است .

      و آه از بی تو / که هیچ هستم با / تمام این دنیا / تا هر چه دیوار است فرو ریزد / از میان ما /              صفحه ی : ۵۹

     حرکت شاعر فرا زبانی است. او بیان را وسیله ی ارتباط خود با مخاطب قرار می دهد و با حفظ ارزش ها به صورت مستقل از زبان بهره می گیرد.

      خلق رابطه اما در جای دیگر بسته می شود . و پلی می سازد از جان تا راهی تازه باز کند با ” نفس راه ” و ” در راه ” . . .

         و چشم باز /  شکست خواهد داد /  تمام خفتن را                 صفحه ی : ۶۰

     شاعر دریافت های فوری و بی تسکین را در لحظه های نا آرامی برای ورود به دل و درون خود کلید زده و زمینه ی برقراری ارتباط را فراهم کرده است. حتی نوری تابانده و راهی گشوده مسیر حرکت را معین کرده و نماد ها را به صورت برجسته در دل شعر و در عنوان برخی شعرها قرار داده است.

   آشفته از فکر های خودم / وقتی که می شوم / فکر های تو را ورق می زنم

         صفحه ی : ۷۱

یا

  خاموش که می گذرم از این همه آه / گرماگرم سکوت تو فریاد است / ای دائما بیدار / در ان چه منم ! با من / بی من باش         صفحه ی : ۸۲

این مخاطب شعر است که نور را مساوی راه و راه را مساوی حرکت و حرکت را به سمت کانون شعر هدایت می کند . زیرا شاعر یک صدا را برای فرا خوان چندین مخاطب فریادمی زند و رسم این صدا را در کتاب های قبلی خود طراحی کرده است .

 از دایره ی فکر / به راه که می افتیم / به دایره ای بی راه می رسیم /

و حرف هامان به دایره می افتد                صفحه ی : ۸۸

     شاعر ، کتاب را بسته و خود را باز گذاشته است . راهی برای کسانی که با شعر الفت دیرینه دارند . چون شاعر ، زمینه ی پرتاب ذهن و کشف خلاقیت ها را در «نوشت سرنوشت» برای ایجاد مناسبات جدید فراهم کرده است .

 در سینه وقت / با چشم هایی دیگر / نیت آخرم را / در دست های تو می ریزم / و دل می بندم به تو          صفحه ی : ۱۰۴

شاعر «لحظه های بی وقت» سعی در ارائه ی تکنیک قوی و بیانی تازه در شعر دارد، شعری که ریشه در «الیناسیون» حجم دارد . بدعت های زبانی شاعر ، برداشت او را از جهان اطراف گسترده تر کرده است .

 وقت غروب تن / طلوع جان / چگونه هشیار است      صفحه ی : ۱۳۰

یا

” تا تن / به وقت بیداری / بر سکوی هوش بنشیند و / از خود گذر کند     صفحه ی : ۱۲۶

شاعر «کنار جدایی» ها با شعر ایران و شعر مهاجرت آشنایی غریبی دارد . او در فرصت های سریع به شکار لحظه ها می نشیند و خیلی آگاهانه به نفع شعر وارد قلمروی می شود که بگوید

 زیبایی تمام جهان را / پیدا کنیم / و حضور تو حرفی شود /

 برای هر چه سکوت         صفحه ی : ۶۳

   سکوت ، پارامتر زیبایی است. بستری از جلوه های درخشان برای تکوین زبان . و در فاصله ی همین سکوت است که هر بار شعر تازه ای از شاعر خوب «افشای بیداری» می خوانیم.

 

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه