تبلیغات

کتاب روز


«احمد بیرانوند/نشر وزگار»


چاپ دوم کتاب شرح حاشیه با ویراست جدید در بازار نشر «شرح حاشیه» که از نقطه نظری جدیدتر، می توان آن را شرح مهم ترین جریان های شعری معاصر بعد از نیما تلقی کرد، کتابی است در خور تامل و تعمق، اثر شاعر و محقق جوان،احمد بیرانوند. اگر چه کتاب از دید مولف در ساختاری متشکل از شش فصل ارائه شده است(بررسی انواع نقد بعد از نیما،بررسی شعر نیما،شعر هوشنگ ایرانی، شعر موج نو ، شعر حجم وشعر گفتار)، اما به طور کلی می توان آن را پژوهشی موفق در سه حیطه ی نقد نظریه ها، اشعار و بیان و تحلیل مورد توجه قرار داد. بررسی مباحث نقد و تمرکز در سیر حرکت و پویایی آن در قلمرو ادبیات پسانیمایی بخشی از کتاب است که نشانگر توجه و تدقیق مولف در باب اصول و انواع نقد این دوره است که لازم و بایسته و به جا می نماید. بخش دوم بررسی اصلی ترین نظریه ها، مانیفست ها و تا حدودی نگرش های جریان های شعری اخیر و نظریات مختلف در باب آن هاست. در این بخش نیز مولف سعی کرده است بر اساس بیانیه ها نقل قول ها ی مستقیم و غیر مستقیم، مصاحبه ها و به طور کلی داده های مستقیم نظریه پردازی های هر جریان، به درک مستقیم و بلا واسطه ای دست یابد و تا حد امکان آن را دست نخورده و مونتاژ نشده ، به خواننده معرفی کند تا در نهایت بتواند در بخش سوم به بررسی تحلیل و نقد اشعار برجسته ی نمایندگان هر جریان شعری بپردازد.
آرشیو معرفی کتاب

یک شعر از نور‌محمد‌ نورنيا (شعر افغانستان)

نور‌محمد‌نورنیا

مزارشریف/ ۱۳۶۸

 دانشجوی زبان و ادبیات پارسی دری دانشگاه بلخ

 عضو انجمن نویسندگان بلخ

 ————-

شهدی نخورده ایم ازین شوردست ها

شوری نمی خورند به دستور دست ها

یک باد هم صدای مرا اعتنا نکرد

بالا زدم اگر چه که تا گور ، دست ها

شاخی که سرگذاشت به پا های عابران

باید که قطع گردد این طور دست ها

افتادن بلند شکست حقیقی است

بال کلاغ می شکند ، زوردست ها!

گفتند : مرده باد درختان سرخ باغ

بالا زدند خاین و مزدور ، دست ها

هرگز نمیر تا که بمیرند سنگ ها

دنبال جهل رفتند – منصور! –  دست ها

رفتم که گل بیارم و خود را بیاورم

ما را میاورید از آن دوردست ها

***

شکست ، شاخ درختان و ریخت آلوها

شبی که باد بهم زد شکوه شب بو ها

– ز بار و برگ ، گران است شانه تکلیف

خوشا به حال سپیدار ها و ناجو ها-

ز شام دهکده ام ماه را ربودند و

به ابر های خشن بسته اند تابو ها

ستاره رفت ، سیاهی رسید ، ماه شکست

چگونه خواب و خموشید های ترسو ها !

کجاست کفش و کلاهم ، کجاست پا و سرم؟

لگام رخش مرا تا کجا برند او ها

مطالب مشابه...

2 افکار در “یک شعر از نور‌محمد‌ نورنیا (شعر افغانستان)”

  1. سید احمد ضیاء ده آتشین گفت:

    برایم نویدی ست در تو از بودنی ها ؛ مثل کوه بزرگ ، مثل دریا ، مثل سپیدار بی صاحب که شاخ هایش پسرانش است ، مثل …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

تبلیغات

بایگانی

تبلیغات