تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

یک شعر از نیلوفر خسروی (شعر آزاد)

نیلوفر خسروی

جاری

حتی رگان دستم هم برای تو طغیان می کنند

جاری می شوم

منقبض

منقبض

منقبض

روی دستانت دلمه می شوم

همان جا

طغیان جاودانه می شود.

مطالب مشابه...

8 افکار در “یک شعر از نیلوفر خسروی (شعر آزاد)”

  1. آرش خوش صفا گفت:

    “جاری” شعر حجمی پر طمطراق از شاعر نو اندبش, نیلوفر خسروی, است. اما پیش از هر گونه مرزبندی هویت شناسانه پیرامون طبقه بندی شعر حجم فارسی که زاده موج نو شعر ادبیات ایران می باشد و نمی توان از فراز و فرودهای بازیافته پیشگامان این موج از قبیل یدالله رویایی و یا احمدرضا احمدی چشم پوشید, شاعر در این گزیده بسیار چکیده حجم را بیشتر و پر سو تر از سایر حجم نویسان پیرامون به سوی معنای اصیل آن که در ادبیات مدرن انگلستان و خصوصا قرانسه دهه های ۶۰ و ۷۰ میلادی یافت می شود کشانده و آن هیچ نیست به جز رونمایی جسمی واژه ها. به این معنا که گویی در کنار ملزومات مورد نظر حجم سرایی, شاعر در این جا واژه ها را به حرکت فیزیکی دعوت کرده, خواننده حرکت واژه ها را گویی لمس می کند چرا که زبان به معنای واقعی کلمه روان است و این تک تک تصاویر شعر را حرکت می بخشد چرا که این یک جریان نمادین واژه پرداز است, چرا که این ‘جاری’ است. شاعر صرفا از تبلور خون حرف نمی زند, او با حرکت تصاویر خود به نحوی این ‘خون بازی’ را به نمایش می کشد و آن همان لحظه ای است که خواننده روی دستش را می بایست با شوک نگاهی بیندازد تا مبادا دلمه همان جا باشد, درست روی دست او!

    • شاید اگه قسمتی از یه داستان بود،بهتر می نشست وبیشتر لدت میبردم(نظر شخصی)
      کاش شاعران به این فکر کنند که شعر،
      گاهی محل برانگیخته شدن واژگان برای پذیرش مفاهیم هست!!!
      همین
      ارادت

  2. ازاده قدیری گفت:

    نیلوفر جان بسیار زیبا بود و نقد اقای خوش صفا هم این زیبایی رو دو چندان کرد….

  3. بهونه گفت:

    درود بر شما بانو
    قلمتان نو یـــــسا

  4. امیر گفت:

    سلام شعر زیبایی بود
    به وبلاگ من هم یه سری بزنید

  5. امیر گفت:

    سلام
    شعرتون زیبا بود
    به وب منم سر بزنید

  6. سعید گفت:

    حتی رگان دستم هم برای تو طغیان می کنند
    سلام
    نیلوفر جان
    بسیار زیبا بود

  7. وحید گفت:

    زیبا بود چون زیبایی در نگاه من است نه در انچه که میبینم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات