تبلیغات

کتاب روز


«جنگل آدم‌ها»


«جنگل آدم‌ها» و «شرح حاشیه» در نمایشگاه کتاب احمد بیرانوند از عرضه دو کتاب در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران توسط نشر روزگار خبر داد. به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، به گفته او، مجموعه داستان «جنگل آدم‌ها» یکی از این کتاب‌هاست. این کتاب حاصل تلاش جمعی از نویسندگان است که به صورت کارگاهی، در داستان‌هایشان اقدام به خلق دنیای حیوانات با گرایش‌های انسانی کرده‌اند. در این فضای به ظاهر تمثیلی حیوانات با بهره‌گیری از مظاهر تمدن در آثار حضور دارند. آن‌ها به دنبال تلاش‌های مدنی و شکل دادن به جامعه از هم گسیخته خود هستند. او افزود: نویسندگان این کارگاه با تدریس من به مدت چند سال است در موضوعات مختلف به پروژه‌های خلاقه می‌پردازند. همچنین چاپ دوم کتاب «شرح حاشیه» با ویرایش جدید و اصلاحات و اضافات وارد بازار نشر خواهد شد. این کتاب به تحلیل جریان‌های شعری پس از نیما می‌پردازد و نقد بعد از نیما را هم مورد بررسی قرار می‌دهد. شعر هوشنگ ایرانی، موج نو، شعر حجم و شعر گفتار از فصل‌های محوری این کتاب هستند.
آرشیو معرفی کتاب

نوری که امام، نوری که غایب است(فتوشعر شماره 5)

 

این بار احمد بیرانوند می خواهد بحث نور را که در فتوشعر قبلی شروع کرده بود ادامه دهد و من به گمانم در این عکس، از آنچه او از نور می خواهد، خبری دارم…

شعر و متن از: احمد بیرانوند

عکس از: مریم احسانی

بله نور صبور است.  من همیشه صبورش را بیشتر دوست داشته ام.

حتمن می پرسی مگر نور درگیر تعجیل می شود؟

بله. مثلن نوری که پشت سر یک قدیس می تابد تا نورانی کند، نور جسوریست که می خواهد عجله کند. مثل همین فتوشعر قبلی، نوری که وجود داشت جسور بود. نوری که قاطعانه روشن می کرد.

اما نوری که من دوست دارم، صبور است. چیزی را روشن نمی کند جز خودش. و از خودش هی پنهان می شود و هی پیدا. نوری است که منتظر خودش است تا بیاید.

عکاس منتظر است.منتظر غیبت نور.

عکاس سوژه را که دید نمی داند آیا آن نوری که او می خواهد بعد از گرفتن، در شی خودش را نشان می دهد یا نه؟

این نور، فاصله ی صبوری عکاس است از شیء، که نیاز به منتظر دارد. نیاز به ظهور.

از این رو عکس را که گرفت نگاه می کند آیا، نورش ظهور کرده؟

آیا انتظارش نتیجه داده؟

در نهایت این نور به عکاس می گوید:

                           من فقط حجم بودن شی را نشان می دهم. روشنش نمی کنم.

                           من فقط دوس دارم روی شی بنشینم.

                        من رسالتی ندارم. همه چیز بسته به شکل دیدن توست که در پس شی منتظر من بمانی  یا نه

عنوان:

        انتظار  فرسوده

 

متن:

در تمام ذهن اتاق

کسی منتظر دیدن است

و از آینه می پرسد:

 کدام خیال

به سمت تو پنجره می شود؟

 

منتظر

در کهنگی انتظار

از خواب

             پرید.

 

حاشیه:

تخت توی آینه، هوس خواب منتظر است

و صندلی خالی، یعنی این که:

در تمام اتاق های  پوسیده ی جهان،

کسی به  دنبال حجم نشستن می گردد.

برچسب ها

مطالب مشابه...

6 افکار در “نوری که امام، نوری که غایب است(فتوشعر شماره ۵)”

  1. حنیف خورشیدی گفت:

    مرسیییییییییییییییییییییییییییی

  2. نیلوفر گفت:

    فوق العادست
    عکس و شعر
    ممنونم

  3. خیلی سعی می کنم فرار کنم متواری شوم از خوشایند گرمی که از خواندن این خطوط و دیدن این نقوش بم دست می ده چون …نمی شه اما

  4. می/نا گفت:

    یک چیزهایی دارد این عکس:
    حاشیه تخت
    حاشیه فرش
    حاشورخوردگی صندلی
    ترک ترک دیوار بالا سمت راست
    آینه منم
    و آی
    با لذت:
    می/نا

  5. حسین شکیبا گفت:

    یه دو راهی بود یه وسوسه سر اینکه بشین رو صندلی و تمومش کن یا این ایینه رو هم پیش بگرد . لیلا هنوز باورت نکردم احمد احمد احمد

  6. حسین شکیبا گفت:

    پی اش منظور بود هه هه هه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آرشیو سایت

بایگانی

تبلیغات