رفتن به بالا

  • چند شعر کوتاه از همتاف حسینی

    چند شعر کوتاه از همتاف حسيني شعر اول: من از فصل دکلته هاي بي قرار می آیم تو از فصل پالتوهاي صبور تمام سالمان را آویز چوب رختی می کنیم که اصلا حواسش به ماه هایی نيست که پوشیده می شوند و می روند!    شعر دوم: كدام پرنده منقارش را در لبهاي تو جاگذاشته! كه روز و شب زمزمه ي پرواز داري و در انحناي نگاهت هوس آسمان كدام پرنده پرهايش را در آغوش تو فراموش كرده! كه گرم ...