رفتن به بالا

  • شعر کوردستان: پرویز ذبیح غلامی، یونس رضایی، شعیب میرزائی

    پرویز ذبیح غلامی ترجمە: فاتمە فرهادی 1) در مرده شورخانه همه چیز برق میزند هم گلوله ی توی جمجمه ام هم آوازهای مرده شور . (2) در می زنم در را به روی خودم باز می کنم خودم را به خانه تعارف می کنم سرم را روی شانه ی خودم می گذارم و گریه می کنم ... نمی دانم خبر مرگ چه کسی با من است؟ (3) هر شب از تلویزیون بیرون می آید در رویای قالی ها مین می کارد و در تنهایی ...