رفتن به بالا

شعر کوردی:”جلال بر دوش مردمش بلند رفت” / یادداشتی کوتاه از شعیب میرزایی بر مرگ بلند جلال ملکشا

. . . . "جلال بر دوش مردمش بلند رفت" آنگونە کە در فضاهای مختلف و رسانەهای مجازی و حقیقی (با کمی اختلاف در جزئیات ) آمدە: جلال ملکشا در سال ۱۳۳۰ در روستای ملکشان علیا از توابع بخش مرکزی شهرستان سنندج در استان کردستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاهش به پایان رساند و سپس به همراه خانواده‌اش به سنندج آمده و در دوران تحصیلات خود در مقطع راهنمایی و متوسطه در این شهر اقامت داشت. جلال ملکشا از همان حدود دریافت دیپلم ادبی در سنندج به سرایش ...


پیشخوان

  • شعر کوردی:”جلال بر دوش مردمش بلند رفت” / یادداشتی کوتاه از شعیب میرزایی بر مرگ بلند جلال ملکشا

    . . . . "جلال بر دوش مردمش بلند رفت" آنگونە کە در فضاهای مختلف و رسانەهای مجازی و حقیقی (با کمی اختلاف در جزئیات ) آمدە: جلال ملکشا در سال ۱۳۳۰ در روستای ملکشان علیا از توابع بخش مرکزی شهرستان سنندج در استان کردستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاهش به پایان رساند و سپس به همراه خانواده‌اش به سنندج آمده و در دوران تحصیلات خود در مقطع راهنمایی و ...
  • شعر بدون مرز: طارق الکرمی و برگردان سمیرا نوروزی/ رابرت فراست با ترجمه‌ی آزاد از رُزا جمالی

    . . طارق الکرمی طارق الکرمی، متولد سال ۱۳۵۴ در شهر «طول کَرم» فلسطین است. این شاعر ۴۳ ساله تحصیلات خود را در دانشگاه النجاحِ نابلوس به پایان رساند. شعرهای او بیشتر حاوی زندگی‌نامه‌ی شخصی او هستند. رد پای پدر، دختر و همسرش در شعرهایش مشهود است. همچنین هویت واژه‌ی وطن «فلسطین» نقش بسزایی در شعرهای این شاعر صلح‌طلب دارد. شعر‌های زیر از کتاب آنتولوژی شعر فلسطین؛ ...
  • شـــعر کوردی: شعیب میرزایی/ برگردان: شروین قادری

    شعیب میرزایی شاعر، نویسندە، منتقد و روزنامەنگار،  سال 1363 در محله ی چهار باغ سنندج بە دنیا آمد. وی فعالیت‌های ادبی خود را از سن هفدە سالگی و در انجمن‌های ادبی سنندج آغاز کرد. در سال 84  از دانشگاە فنی و رشته‌ی عمران  انصراف داد و بە تحصیل رشته‌ی جامعە شناسی پرداخت.  از شعیب میرزایی تا کنون سە کتاب شعر بە نام‌های " پیراهنی نمانده دوریت را در آن نگریم " ( ...
  • شعر جهان: مک دنیل با ترجمه‌ی سینا کمال‌آبادی/ نزار قبانی با ترجمه‌ی صالح بوعذار

    . جفری مک­‌دنیل شاعر امریکایی و متولد سال 1967 است. از همان دوران تحصیل به شعر و نوشت علاقمند بود و در برنامه‌های شعرخوانی و نوشتن شرکت می‌کرد. او از کالج سارا لارنس، مدرک کارشناسی گرفته است، و هم­اکنون در همان کالج نویسندگی خلاق تدریس می­کند. در جوانی برنده­ی بورس بنیاد ملی هنر برای نویسندگی خلاق شد و یک دوره هم داور جایزه­ی ملی کتاب در حوزه­ی شعر بوده است. در ...
  • شعر جهان: دو شعر از آدونیس‌/ترجمه: حسین مکی‌زاده‌‌ تفتی

    . . . . به شعر چرا عوض نمی کنی این جامه سیاه بلند را که هرگاه به دیدن ام می آیی، به تن می کنی؟ و چرا دوست داری که در هر کلمه ی تو پاره ای از شب را جای دهم؟ و از کجاست این صدای تو که فضا را می شکافد و تو تنها مشتی حروف پراکنده ای بر کاغذ؟ نه این سالخوردگی نیست، این کودکی است که چهره ات را پر آژنگ کرده است. بنگر اینک چسان نیمروز سر بر شانه خورشید می نهد، در تو، زان ...
  • شعر کوردی: ابراهیـم احمدی‌نیا

    ابراهیم احمدی نیا شاعر و منتقد در سال  1348 در شهر مریوان  استان کوردستان متولد شد . نامبرده  دانش آموخته ی کارشناسی ارشد مهندسی کشاورزی از دانشگاه بوعلی سینا ست.  احمدی نیا از  هیئت مؤسسین انجمن ادبی «آبیدر»در سال 1369 در سنندج و هیئت مؤسس انجمن ادبی «اندیشه» در سال 1377 در مریوان است .  ابراهیم احمدی نیا از شاعران و امضا کنندگان ...
  • شعرهایی از پل الوار/‌ سام گیوراد

    شعرهایی از پل الوار به فارسی‌ سام گیوراد پل اِلوار به فرانسوی: (Paul Éluard) با نام اصلی اوژن-امیل-پل گرندل (به فرانسوی: Eugène-Émile-Paul Grindel) (زاده ۱۴ دسامبر ۱۸۹۵ – درگذشته ۱۸ نوامبر ۱۹۵۲) شاعری فرانسوی بود. او به همراهی لویی آراگون و آندره برتون یکی از پایه‌های اصلی جنبش شعری سوررئالیسم   بود و بعدها به عضویت کمونیست‌های فرانسه ...
  • شعر کردستان: پرونده بهزاد کردستانی/ شعیب میرزایی

    بهزاد کردستانی ال 1349 در شهر مریوان از توابع استان کردستان بە دنیا امد . وی تحصیلاتش را تا سال ۱۳٦۲ در مریوان بود و ادامه ی تحصیلات را تا پایان تحصیلات دانشگاهی ( سال ۱۳۷٥) در دانشگاە علوم پزشکی کوردستان ، در سنندج ماندگار شد . ۱۳٦۹ فعالیتهای ادبی در انجمن ادبی مولوی سنندج را اغاز نمود و ۱۳۷٥ با بازگشت بە مریوان در شبکە بهداشت مریوان استخدام گردید و در سال ۱۳۷۷ با ...
  • شعر کوردستان: پرویز ذبیح غلامی، یونس رضایی، شعیب میرزائی

    پرویز ذبیح غلامی ترجمە: فاتمە فرهادی 1) در مرده شورخانه همه چیز برق میزند هم گلوله ی توی جمجمه ام هم آوازهای مرده شور . (2) در می زنم در را به روی خودم باز می کنم خودم را به خانه تعارف می کنم سرم را روی شانه ی خودم می گذارم و گریه می کنم ... نمی دانم خبر مرگ چه کسی با من است؟ (3) هر شب از تلویزیون بیرون می آید در رویای قالی ها مین می کارد و در تنهایی ...
  • بهزاد رحیمی، ابراهیم احمدی نیا، بهزاد کردستانی، عادل اعظمی

    دو شعر از:  بهزاد رحیمی ترجمه : شروین پیرجهان 1 عروس باران سوگ وار مرگ خویشم مثل اشک در هم شکسته ی  عشق . چشم انتظار فصل سیاه  گرد و خاک است افتاب اسمان   زندگی . فریاد "با پیشک " * باران ساکت است چشم انتظاری چشم انتظار  مرگ  است . 2 روز را چید افتاب راه هم ایستاد تا گم شوم . *باد قبل از باران سە شعر از ...

آخرین یادداشت ها