رفتن به بالا

یادداشت سردبیر/عید نوروز من آنست که بینم رویت!

ندیدم. با همهْ ندیدن‌های این سال چه کنم. ندیدم یا نخواستم که ببینم؟ آیا می‌شد چیزی را که همه‌جاست ندید؟ بعضی چیزها آنقدر به چشم می‌آیند که ندیدنی می‌شوند. مثل روشنی، که از بس که هست، ندیدنی می‌شود. ما سالی را بین دیدن و نادیده گرفته شدن گذراندیم... و زنده‌ایم هنوز!در سالی که گذشت میل آوانگاردها در انتشار کم بود. کمتر هم شد. سال جدید را می‌خواهیم به دیدن ندیدنی‌ها بپردازیم. اول آنکه سلسله نشست‌های حضوری آوانگارد را به زودی شروع می‌کنیم و خبر ...


پیشخوان

  • یادداشت سردبیر/عید نوروز من آنست که بینم رویت!

    ندیدم. با همهْ ندیدن‌های این سال چه کنم. ندیدم یا نخواستم که ببینم؟ آیا می‌شد چیزی را که همه‌جاست ندید؟ بعضی چیزها آنقدر به چشم می‌آیند که ندیدنی می‌شوند. مثل روشنی، که از بس که هست، ندیدنی می‌شود. ما سالی را بین دیدن و نادیده گرفته شدن گذراندیم... و زنده‌ایم هنوز!در سالی که گذشت میل آوانگاردها در انتشار کم بود. کمتر هم شد. سال جدید را می‌خواهیم به دیدن ...
  • زخم روزگار/ فرهاد کشوری

    . . . . . بررسی مجموعه داستان «زخم شیر» از صمد طاهری . . آشنایی من با آثار صمد طاهری با کتاب «هشت داستان» شروع شد. مجموعه‌داستانی که به همت زنده‌یاد هوشنگ گلشیری پا گرفت و منتشر شد. در آن کتاب از طاهری، داستان «کره در جیب» چاپ شده بود. داستانی که نویدِ حضور نویسنده‌ای نوجو و جدی را می‌داد. «سنگ و سپر» اولین مجموعه‌داستان صمد طاهری است که در سال 1379 منتشر شد. ...
  • کبودی‌های برزخ/ منصور مرید

    . . . . . . یادداشتی بر رمان «برگ هیچ درختی» اثر « صمد طاهری » روی دامنه‌ها، روی لبه‌ی زخم­‌های روحمان، نی بکاریم و تاک پرورش دهیم. رنه شار طاهری روی زخم­‌هایمان خارشتر می­‌کارد. پشته‌­پشته. از این پشته‌­ها خارستان می‌­سازد تا یادمان نرود که دیار ظلمت، خودِ ظلمت است. بنیامین می­‌گوید: «این که همه چیز به روال معمولی پیش می­‌رود، خودْ همان فاجعه است». ...
  • روایت تاریکی، داستان شرارت/ آرش ذوالفقاری

    . . . . یادداشتی بر رمان کوتاه «پیرزنِ جوانی که خواهر من بود» از «برگ هیچ درختی» شروع می‌کنم، رمان کوتاه دیگری از صمد طاهری. سیامک، راوی داستان که با دانستنِ کشته شدنِ بوقلمونی که هر روز می‌دیده منقلب می‌شود، یا بعدتر با دیدن لاشه‌ی بوقلمونی در کنج حیاطِ میزبانشان از خوردن گوشتش امتناع می‌کند، به افسری تبدیل می‌شود که حکم اعدام عمویش را اجرا می‌کند، و خم به ...
  • معرفی کتاب/ نگاهی به نقش ترانه در رمان «خیابان بهار آبی بود»

    . . . همه ی ما در گوشه ای از قلبمان یک خیابان بهار داریم که هیچ وقت فراموش نمی شود؛ هر نشانه‌ای، سروده‌ای یا ترانه‌ ایی آنها را به طرف خیابان بهار سوق می‌دهد ؛ مانند انگشت ششم به گفته‌ی زنده یاد هوشنگ گلشیری، همان یک تکه گوشت اضافی می‌شود نمازخانه کوچک ، بنابراین رهیافت نشانه شناختی به نقش ترانه و شعر حاکی از آن است که مخاطب میان درک زبانی اشعار و مضامین و ...
  • رقص سرهای بریده در مجلس عاشقان (۱)/امین فقیری

    . . (نقدوبررسی مجموعه داستان عشق­نامه ایرانی) . نامکرر، نامکرر، نامکرر، از هر زبان که می­شنویم، چه از کیهان خانجانی در رشت، چه از حافظ - رند عالم­سوز - در شیراز. پرداختن به عشق البته دردسرهای خود را دارد، کمی سطحی­نگری کنی به ورطه مبتذل­گویی و دوری از هنر ناب پرت می­شوی. این است که وقتی کتابی این‌چنین شسته و رفته به دستت می­رسد، با لذتی مضاعف می­‌خوانی. طبع بشر به ...
  • رانه زندگی در رانه مرگ: با سوگ آواز خواندن/ مهسا محب‌علی

    . . نقدوبررسی مجموعه داستان یحیای زاینده‌رود (1) . خوشحالم که حداقل هفت داستان از این مجموعه داستان به دست ما رسیده است. هرچند می­دانم برای یک نویسنده چقدر سخت است، مثل این­که به ازای هر داستان، یک بچه­اش را بردارد و از آن­یکی بگذارد. اگر بخواهم برای این مجموعه داستان یک نقطه ثقل در نظر بگیرم، داستان «روشنای یلداشبان» است. چیزی که در کل کتاب خودش را به شدت به رخ ...
  • سیمرغ‌ در قرنطینه‌ی قدرت (۱)/علی مسعودی‌نیا

    . . نقدوبررسی رمان بند محکومین . .    پیش از اینکه درباره مختصات رمان بند محکومین بگویم، می‌خواهم نسبتش را با جریان رمان‌نویسی در روند تاریخ ادبیات معاصرمان بسنجم. اتفاق خوشایندی است این رمان اما سرنوشت رمان ایرانی در دهه‌های اخیر چنین بوده که باید چند سال متمادی منتظر بمانیم تا اثری نوشته شود که آدم را جاکن کند و نسبتی مترقی با پیشینه‌ی رمان نویسی ...
  • گربه‌ای به نام جامعه / سیدرضا محمدی

    . . . نقدوبررسی مجموعه داستان سپیدرود زیر سی‌و‌سه‌پل    شخصیت­های داستان­های کیهان خانجانی، هیچ­کدام آدم اُتوکشیده­ای نیستند، آدم­هایی عادی هستند که همواره با ما زیسته­اند اما هیچ­وقت به چشم نیامده­اند. این آدم­ها اصلا خودِ ما هستیم که معمولا در اتمسفری از فرزانگی، خود را مخفی کرده­ایم: روزنامه­نگاری که آگهی تبلیغاتی می­گیرد؛ فارغ­­التحصیلی تنگدست که ...
  • نگاهی به رمان چهارده سالگی بر برف از حسین آتش پرور

    . . . آشنایی من با آثار حسین آتش پرور از سال 69 با چاپ داستان «آواز باران»، در جنگ «خواب گرد و داستان های دیگر»، شروع شد. از همان داستان و با چاپ آثار بعدی اش، ما با نویسنده ای روبه رو می شویم که در نوشتن، سبک و سیاق خود را دارد. پرداخت فرهنگ بومی و اسطوره های کهن و ادغام هنرمندانه شان در  وقایع زمانه ی ما. حسن دیگر آتش پرور این است که نویسنده ی مستقلی است. خودش است و قلم ...

آخرین یادداشت ها