رفتن به بالا

شعر آزاد/ دانیال آزرده، فاطمه احمد زادگان و محمد کریمی (کارگاهی)

. . . صنوبر به اسماعیل خویی . شب نجوای ست و سیاهی فریاد ، بدین گونه راهی نیست سوی آن ستاره که در تردید ِ غلتیدن از نردبان ِ شبخون است . ستاره خابیده ای شاعر ، شعر شهود ِ تُست بر ظلمات ِ بیدرکجایی که رقص خونین ت کلام عاشقان ست . شب است و غریو ِ بی شکوه ِ پچپچه وار ِ دشمن ِ دشنه بر دست که بُریده ست پرده ی صبح و صبح سکوت پرندگانی مرده . نجوای ست شبانه و نای ِ نور به زندان ِ ستم فریاد است همه ، پس آن شبان بود که بر سبزی ِ بیکران ِ جنگل رنگین کمان ...


پیشخوان

  • شعر آزاد/ دانیال آزرده، فاطمه احمد زادگان و محمد کریمی (کارگاهی)

    . . . صنوبر به اسماعیل خویی . شب نجوای ست و سیاهی فریاد ، بدین گونه راهی نیست سوی آن ستاره که در تردید ِ غلتیدن از نردبان ِ شبخون است . ستاره خابیده ای شاعر ، شعر شهود ِ تُست بر ظلمات ِ بیدرکجایی که رقص خونین ت کلام عاشقان ست . شب است و غریو ِ بی شکوه ِ پچپچه وار ِ دشمن ِ دشنه بر دست که بُریده ست پرده ی صبح و صبح سکوت پرندگانی مرده . نجوای ست شبانه و نای ِ ...
  • شعر آزاد/ساره سکوت، الناز آفاق، مژگان معدنی (کارگاه)

    . . . رفتار عصبی صبح ام در ادامهء شب می آیم از ظلمات بنویسم و بروم و تا به خون می رسم اسم های زیادی دارم در ذهن و زخمهای روان روی روانم شکنجه های سفید ساعتهای طولانی ست که رنج، پاهای شاخه شاخهء بسیارش را در حفره های کوچک حلقوم پنهان کرده در سرفه های شعر (در لخته های این کلمات )، از آن زنی که باردار سرِ دار می رود باید بنویسم و لکنت تحملم اما نمی گذارد. ســــــاره‌ ...
  • مرزهای ثبات و تحول در شعر پس از نیما

    . . آوانگارد یازده / کارنامه‌ی ادبی اسماعیل نوری‌علا . . . . . ادبیات معاصر ما دوره‌های تحول و ثبات را در دهه‌های مختلف تجربه کرده‌ است. این تجربه‌ها به ما نشان می‌دهند که در بسیاری از موارد فارغ از تأثیر و تأثرهای اجتماعی بسیاری از اتفاقات و تحولات قائم به شخص بوده‌ است و اشخاصی در جریان‌سازی یا جریان‌شکنی‌ها نقشی فراتر از محیط داشته‌اند. در میان ...
  • شعــر آزاد با اشعاری از : فرناز جعفرزادگان/ صوفیا آهنکوب/ فاخته حصاری/ سیمین رهنمایی/ ابراهیم بوستانی

    . 1 از هر سخن  هزار سخن خاموش   از یک سخن هزار حرف رها  که یکی چشم روشن و از هزار تن خاموش  تمام سخن اشاره ای ناتمام بود  تنها یک نامم در تن  حروف نام دارند  2  آن سو با صدایی می‌وزد  این سو  از صدا  می ریزد  کور سویی نمی‌خواند   سو سوی  نگاه را پرنده‌های مهاجر    باد از کدام سو وزید؟ که از ...

آخرین یادداشت ها