رفتن به بالا

سه داستان: فرمت قتل‌ از فاطمه دریکوندی/ سورنجان از لیلا تقوی/ چهل و چهار بز از سیمون هریس، ترجمه: آرزو محرم خانی

فرمت قتل‌ از فاطمه دریکوندی انگشتانت به سرعت برق و باد می‌روند روی حروف، کپه‌ی بزرگ کاغذهای جور واجور با خط‌های خرچنگ قورباغه نگاهت را می‌تارانند به سوی پنجره. لای پرده‌ی جمع شده‌اش عنکبوت تارتنیده. اشتیاقی مرموز در دلت زبانه می‌کشد؛ اگر بتوانی سرعتت را بیشتر کنی به آرزویت می‌رسی. محکم‌‌‌تر ضرب می‌گیری روی صفحه کلید، مواظبی استحضار را عرض ننویسی و یا ... با اینکه مدت‌هاست دیگر از این خطاها نمی‌کنی اما وسواس رهایت نمی‌کند. حروف از پی هم ...


پیشخوان

  • سه داستان: فرمت قتل‌ از فاطمه دریکوندی/ سورنجان از لیلا تقوی/ چهل و چهار بز از سیمون هریس، ترجمه: آرزو محرم خانی

    فرمت قتل‌ از فاطمه دریکوندی انگشتانت به سرعت برق و باد می‌روند روی حروف، کپه‌ی بزرگ کاغذهای جور واجور با خط‌های خرچنگ قورباغه نگاهت را می‌تارانند به سوی پنجره. لای پرده‌ی جمع شده‌اش عنکبوت تارتنیده. اشتیاقی مرموز در دلت زبانه می‌کشد؛ اگر بتوانی سرعتت را بیشتر کنی به آرزویت می‌رسی. محکم‌‌‌تر ضرب می‌گیری روی صفحه کلید، مواظبی استحضار را عرض ننویسی و یا ... با ...
  • لوییز دگا در آب‌نمای بهادر/ داستانی از حبیب پیریاری

    لوییز دگا در آب‌نمای بهادر/ داستانی از حبیب پیریاری       بیست و پنج نفر هستیم. کجنکاوی برای دانستن جزئیات دیگران آرامم می‌کند. همه‌مان دست کم لیسانس را داریم. من هم گفته‌ام لیسانسه‌ام. نشسته‌ایم توی محوطه و منتظریم پیمانکار بیاید. چرا از این کلمه بدم می‌آید؟ شاید بخاطر وضعیت فعلی است اما حاضرم برای خودم قسم بخورم که همیشه از این کلمه بدم می‌آمده. ...
  • بچه جاسوس از آلفونس دوده/ ترجمه: فهیمه میرزاپور

    بچه جاسوس از آلفونس دوده/ ترجمه: فهیمه میرزاپور اسمش اِستَن بود. اِستَن کوچیکه. بچۀ پاریس بود و به آن صورت بیمار و رنگ‌پریده‌اش بیش‌تر از ده، پانزده سال نمی‌خورد. آدم هیچ وقت نمی‌تواند از سن این بچه فقیر‌ها مطمئن شود. مادرش مرده بود و پدرش، کارمند سابق نیروی دریایی، در محلۀ تِمپِل نگهبان بود. پرستار بچه‌ها، خانم‌های مسن ویلچر‌نشین، مادرهای فقیر و همۀ ...
  • دو داستان از ریحانه عابدنیا و مریم پورانصاری (داستان کارگاهی)

    ریحانه عابدنیا میان آینه‌ها چشم‌هایش را که باز کرد، نیزه‌های نور به سمت‌اش هجوم آوردند. تندی بست‌شان و صبر کرد تا به روشنی تیز پشت پلک‌ها عادت کنند و آرام شوند. بعد دوباره آنها را گشود و گذاشت تا موج سفید نور به چشم‌اش بریزد و تاری نگاهش را بشوید. سر‌برگرداند و به دور و بر نگاه کرد. به جز خودش چند نفر دیگر هم توی اتاق بودند، هر کدام بیهوش یا نیمه‌هوشیار افتاده بر ...
  • روزنامۀ آفتاب به شرق/ حسین آتش پرور

    حسین آتش پرور صفحه ی اول: گزارش خبری: مهم ترین مشترکینِ روزنامه ی آفتاب شرق عبارتند از: 1-قطارهای درجه 3 مشهد- تهران 2-سرباز خانه ها 3-ساکنان جهنم این روزنامه ی با شخصیت و پر تیراژِ بین المللی هرشب چاپ می شود. صبحِ زود در رگ های مشهد می دود.غروب- از راهِ همان رگ ها- جمع آوری و پوشال می گردد. شب ها که همه در خواب اند دوباره چاپ می شود. صبحِ زود در خیابان ها پیاده می ...
  • «مرد لال» داستانی از شروود اندرسون ترجمه: فرناز رحیم‌خراسانی

    «مرد لال» داستانی از شروود اندرسون ترجمه: فرناز رحیم‌خراسانی داستانی هست-نمی‌توانم بگویم-چه بگویم. داستان را تقریباً فراموش کرده‌ام. اما بعضی وقت‌ها یادم می‌آید. داستان درباره سه مرد درون خانه‌ای در یک خیابان است. اگر می‌توانستم کلمات را به یاد بیاورم، داستان را سر می‌دادم. آن را در گوش زنان و مادران نجوا می‌کردم. در خیابان‌ها می‌دویدم و بارها ...
  • «شا باجی خانم» داستانی از مریم اسدزاده

    شا باجی خانم نوشته: مريم اسدزاده شا باجی خانم داشت از فشار قبر و تاریکی و تونل و باد یخ قبل از آتیش جهنم حرف می زد . مادر جانم دستاشو گذاشته بود رو دو تا گوشام تا نشنوم . بنده ی خدا دلش نیومد درست فشار بده . صدای شا باجی خانم توی گوشم می پیچید . انگار که یه قیف سر گشاد توي  دهن شاه باجی جان بود و سر باریکش تو گوش من : وا ! راضیه خانم ! چرا گوش طفل معصوم رو گرفتی ؟ از خواب ...
  • یادداشتی بر کرگدن یونسکو و اگزیستانسیالیسم / مرجان شرهان

    یادداشتی برنمایشنامه کرگدن اثر اوژن یونسکو با نگاهی به مکتب اگزیستانسیالیسم کرگدن نمایشنامه ای است در سه پرده اثر اوژن یونسکو، نمایشنامه‌نویس رومانیایی تبار که در سال1959 نوشته شد. ازاین اثر به عنوان یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌های قرن بیستم و در زمره یکی از« نگین های تئاتر دنیا در تمام اعصار» یاد می‌شود. نمایشنامه بستر مناسبی برای ورود به شرح و بسط یک استحاله ...
  • دختری با لباس فرم سورمه‌ای (داستان کارگاهی) / سمانه قاسمی

    داستان دختری با لباس فرم سورمه‌ای / سمانه قاسمی پشت پیشخوان مغازه ایستاده بودم و داشتم طلاهائی را که برای مشتری قبلی وزن کرده بودم سرجایشان می گذاشتم که چشمم افتاد به دختر. داشت ویترین را نگاه می کرد. اما سرسری. چون هی چشمش برمی گشت داخل مغازه و مرا می پایید. لباس فرم سورمه ای دبیرستان تنش بود و جلوی موهای کوتاه پسرانه اش را که توی نور آفتاب به طلائی می زد از جلوی مقنعه ...
  • نمایشنامه « شهر کوچک ما» تورنتون وایلدر/ ترجمه: زهرا طولابی

    نمایشنامه « شهر کوچک ما» تورنتون وایلدر/  ترجمه: زهرا طولابی عنوان: شهر کوچک ما نویسنده: تورنتون وایلدر سال نشر: 1395 تیراژ: 1000 نسخه شهر کوچک ما نمایشنامه‌ای در سه پرده نوشته تورنتون وایلدر است که در سال ۱۹۳۸ چاپ و در همان سال برنده جایزه پولیتزر شد. داستان شهر خیالی گراورز کرنرز و ساکنانش در فاصله ۱۹۰۱ تا ۱۹۱۳ از زبان راوی در طول این نمایشنامه بیان می‌شود؛ پرد اول ...

آخرین یادداشت ها