رفتن به بالا

اشعاری از دکتر نصرت الله مسعودی و یادداشتی بر حیات رندانه‌ی کلماتش

. . 1 چشم آیینه را می بندم رسما به کاهدان زده ام تا با رسنی سپید که زندانی ِ گردان ِ قویی مرده بود است کسی را که در من ترانه می خواند حلق آویز کنم. پاهای من کارشان از کفن ِ شکوفه ها وُ بوی تند ِ کافور وُ چلوار چنان گذشته است که خود تیزی تبر ِ خود اند. بگذار پیش از رسیدن به کاهدان به اندازه ی یک لحد برای تو گریه کنم و به وسعت ِ یک گورستان برای خودم. به دلت نیفتد این بغض من جای عقل وُ احساس را گم کرده ام 2 گریبانم را رها نمی کنم! آستر جیبم را هم باخته ...


پیشخوان

  • اشعاری از دکتر نصرت الله مسعودی و یادداشتی بر حیات رندانه‌ی کلماتش

    . . 1 چشم آیینه را می بندم رسما به کاهدان زده ام تا با رسنی سپید که زندانی ِ گردان ِ قویی مرده بود است کسی را که در من ترانه می خواند حلق آویز کنم. پاهای من کارشان از کفن ِ شکوفه ها وُ بوی تند ِ کافور وُ چلوار چنان گذشته است که خود تیزی تبر ِ خود اند. بگذار پیش از رسیدن به کاهدان به اندازه ی یک لحد برای تو گریه کنم و به وسعت ِ یک گورستان برای خودم. به دلت نیفتد این بغض من ...
  • شعر آزاد/ نگین فرهود، رضا روزبهانی، حسن سوری

    . . . . در هر نفس خبر تاره چه داری باد؟ با عطر بومیِ کدامین گیاه  به صحرای دور دویده‌ای خزیده‌ا؟ مرده‌ی علف را بو بکش از خود می‌‌بینی سرِ زمین بر خاک و از هر چاک برداشته‌ی فرقش صدای لرزیده‌‌ی مرگی صدای آرمیده‌ زیر قلوه سنگی می‌شنوی ای گورهای افتاده از تقلا در شیونِ بیابان وقتی دسته‌دسته پیوسته‌ به رستاخیزِ شن‌ها و ماسه‌ها بودید! آیا این سنگ ...
  • شعر آزاد/ساره سکوت، الناز آفاق، مژگان معدنی (کارگاه)

    . . . رفتار عصبی صبح ام در ادامهء شب می آیم از ظلمات بنویسم و بروم و تا به خون می رسم اسم های زیادی دارم در ذهن و زخمهای روان روی روانم شکنجه های سفید ساعتهای طولانی ست که رنج، پاهای شاخه شاخهء بسیارش را در حفره های کوچک حلقوم پنهان کرده در سرفه های شعر (در لخته های این کلمات )، از آن زنی که باردار سرِ دار می رود باید بنویسم و لکنت تحملم اما نمی گذارد. ســــــاره‌ ...
  • مرزهای ثبات و تحول در شعر پس از نیما

    . . آوانگارد یازده / کارنامه‌ی ادبی اسماعیل نوری‌علا . . . . . ادبیات معاصر ما دوره‌های تحول و ثبات را در دهه‌های مختلف تجربه کرده‌ است. این تجربه‌ها به ما نشان می‌دهند که در بسیاری از موارد فارغ از تأثیر و تأثرهای اجتماعی بسیاری از اتفاقات و تحولات قائم به شخص بوده‌ است و اشخاصی در جریان‌سازی یا جریان‌شکنی‌ها نقشی فراتر از محیط داشته‌اند. در میان ...
  • سکته سگ مصب/ اسماعیل نوری‌علا، اکبر ذوالقرنین

    . . . . . . - با این کار درخشان می‌رویم به سراغ ادیب و منتقد سبک‌شناس آقای دکتر اسماعیل نوری‌علای عزیز. واقعن من که شعر را یکی از عناصر مدنیت ایران می‌دانم. آقای دکتر نوری‌علای عزیز درود بر شما مجددن + قربان شما، سلام عرض می‌کنم خدمت شما و شنوندگان گرامی برنامه‌تان - فکر می‌کنید ایرانیها بدون شعر می‌توانستند زندگی کنند؟  + من نمی‌توانم تصور کنم که ...
  • شــعر آزاد: فرشاد حجتی / عفت کیمیایی/ نسترن‌ شلت‌/ زینب برزگری

    . . . . ۱ به نستعلیق اندامت قاری‌ام کشان کشان تا کمانه‌ی ابروهات بسان هزار سهره‌ی سینه سرخ برائت از آسمانت را به رقص آ ای لالایی علف به رقص آ که بعد از هر بهار رستگار تویی و جان باز منم ۲ پناهنده‌ام به هندسه‌ی اندامت ای آبستن نور مشاطه‌ی شب ای لالایی علف بنواز این گیاه محتضر را که جانش به لب‌های تو رسیده بگشای در که شب پوسیده و ماه زخمی تنها هیچ را ...
  • شعر آزاد:نیر فرزین/هرس عباسی/فرزانه کارگرزاده/عباس جمال‌زاده/ توماج‌ نورایی

    . . . . . آن زن که از دوربین مداربسته می‌گذشت و دشتی دور را دست نخورده  به سلول می‌آورد آن زن‌ که با اسب‌های وحشی چنان می‌رقصید که دیوار فرو می‌ریخت و پرنده از خواب می‌پرید شب برگشت با زخمی سخت می‌شد تکیه کرد به استخوانی تاریخی و جزییات رنجی را دید که در هیچ کجا مکتوب نبود گفت اسب‌ها را اسب‌ها را کشته‌اند دشت دیگر  جایی ...
  • شعــر آزاد با اشعاری از : فرناز جعفرزادگان/ صوفیا آهنکوب/ فاخته حصاری/ سیمین رهنمایی/ ابراهیم بوستانی

    . 1 از هر سخن  هزار سخن خاموش   از یک سخن هزار حرف رها  که یکی چشم روشن و از هزار تن خاموش  تمام سخن اشاره ای ناتمام بود  تنها یک نامم در تن  حروف نام دارند  2  آن سو با صدایی می‌وزد  این سو  از صدا  می ریزد  کور سویی نمی‌خواند   سو سوی  نگاه را پرنده‌های مهاجر    باد از کدام سو وزید؟ که از ...
  • معرفی کتاب: مجموعه شعر «دَروا» به قلم محمد بهاروند/ مجموعه شعر« بر من درخت بکش» به قلم فیروزه برازجانی/ رمان «تادانو» اثر محمدرضا سالاری و یادداشت‌هایی به قلم احمد عدنانی‌پور و ناهید شمس

    . . بر من درخت بکش کتاب «بر من درخت بکش» که شامل منتخبی از شعرهای آزاد فیروزه برازجانی است توسط انتشارات آوای سخن منتشر شد. فیروزه برازجانی متولد ۲۰ بهمن‌ماه سال ۱۳۴۷، در شیراز است. اولین اشعار فیروزه برازجانی سال ۱۳۶۷ در روزنامه‌های «خبر جنوب»، «نیم نگاه»، «عصر پنجشنبه» و ویژه‌نامه‌های عصر پنجشنبه مربوط به «روزنامه‌ی عصر» و همچنین بخش ادبی روزنامه ...
  • شعر جهان: دو شعر از آدونیس‌/ترجمه: حسین مکی‌زاده‌‌ تفتی

    . . . . به شعر چرا عوض نمی کنی این جامه سیاه بلند را که هرگاه به دیدن ام می آیی، به تن می کنی؟ و چرا دوست داری که در هر کلمه ی تو پاره ای از شب را جای دهم؟ و از کجاست این صدای تو که فضا را می شکافد و تو تنها مشتی حروف پراکنده ای بر کاغذ؟ نه این سالخوردگی نیست، این کودکی است که چهره ات را پر آژنگ کرده است. بنگر اینک چسان نیمروز سر بر شانه خورشید می نهد، در تو، زان ...

آخرین یادداشت ها